تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر گل
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
میگن امروز به دنیا اومدم. از اون موقع تا حالا 19 سالی گذشته. و منم هر ساله تو این جشن شرم آلود موندم چی جواب خودمو بدم که تو این 19 سال چی کار کردم؟ حساب کتاب عمرم با خودم. پس اگه سرخی گونه ای دیدین از نشاط و شادابی نیست ، از شرمه!

میگن عصر ارتباطاته؛ راست میگن، آخه از دیروز تا حالا پیام های تبریکی که از طریق ایمیل، پیامک و جوامع مجازی دریافت کردم یکم زیاد بود.

برای موندگار شدن این پیام ها قشنگترینشو که یه شعر از فروغ فرخ زاد بود رو این زیر میذارم :

کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سراپای تو لب می سودم
کاش چون نای شبان می خواندم
به نوای دل دیوانه ی تو
خفته بر هودج مواج نسیم
می گذشتم ز در خانه ی تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم
کاش در بزم فروزنده ی تو
خنده ی جام شراب بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی و خوابی بودم
کاش چون آینه روشن می شد
دلم از نقش تو و خنده ی تو
صبحگاهان به تنم می لغزید
گرمی دست نوازنده ی تو
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب، ماه تماشا می کرد
در دل باغچه ی خانه ی تو
شور من ... ولوله بر پا می کرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم تو را می دیدم
خیره بر جلوه ی زیبا یی خویش
کاش در بستر تنهایی تو
پیکرم شمع گنه می افروخت
ریشه زهد تو و حسرت من
زین گنه کاری شیرین می سوخت
کاش در شاخه ی سر سبز حیات
گل اندوه مرا می چیدی
کاش در شعر من ای مایه ی عمر
شعله ی راز مرا می دیدی

فروغ فرخ زاد




نوع مطلب : روز نوشت، دفتر ادبیات، 
برچسب ها : 19، آلود، آنجا، آینه، ارتباطاته، افروخت، امروز، اندوه، انگیز، ایمیل، باغچه، برگ، بزم، بستر، بهار، پا، پر، پرتو، پرده، پنجره، پیام، پیامک، پیکرم، تابیدم، تبریکی، تشویش، تماشا، تنم، تنهایی، جام، جشن، جلوه، جواب، جوامع، چشم، چشمان، حریر، حساب، حسرت، حیات، خاموش، خانه، خزان، خزیدم، خفته، خنده، خوابی، خواندم، خورشید، خویش، خیره، درد، دریافت، دست، دل، دنیا، دیروز، دیوانه، راز، راست، رقص، رنگ، رودی، روشن، ریشه، زاد، زنی، زهد، زیبا، زین، ساحل، سال، سبز، سحر، سر، سراپای، سرخی، سستی، سوخت، سودم، شاخه، شادابی، شب، شبان، شراب، شرم، شعر، شعله، شمع، شور، شیرین، صبحگاهان، طریق، عصر، عطر، عمر، فرخ، فروزنده، فروغ، کار، کاش، کتاب، گذرت، گذشتم، گذشته، گرمی، گل، گنه، گونه، گیاهی، لب، لرزان، لغزید، ماه، مایه، مجازی، مرا، مرموز، مستی، مواج، موقع، موندگار، می، میذارم، میگن، ناگهان، نای، نسیم، نشاط، نقش، نوازنده، نوای، نیمه، ولوله، هودج، یاد، فروغ فرخ زاد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 24 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
شقایق

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شقایق، گل، عاشق، شیدا، تب، آتش، سوخت، چهره، لب، صحرا، عطش، غنچه، خشکیده، خار، عشق، چشم، ریشه، خاک، خدا، سنگ، خارا، تاول، دوا، تشنه، حال، دل، نسیم، بیابان، جان، زانو، صبر، ماتم، سینه، قلب، جهان، زمین، آسمان، غم، فریاد، تاج، سر، دلبر، خنده، حدیث، نشان،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی



- توکل به هر چی که خدا بخواد !(توکل به خدا)

- شناسنامت رو بیار تمدید اعتبار بزن !

- بابام داره میره کربلا  -   واجب یا عمره !!؟!!

- ۳ تا قند آوردم ، ۲تا برای تو ۲تا برای خودم !

- هر اونس طلا  ۱۲۱۰ اونسه !

- رفتیم فرودگاه سوار قطار شدیم رفتیم مشهد !

- کنترل نامحدود ! (کنترل نا محسوس)

- خدا دعا کن که من یاد بگیرم !



ادامه مطلب


نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : سوتی، خنده، کرکر، وب گردی، توکل، خدا، شناسنامه، بابا، کربلا، واجب، عمره، قند، اونس، طلا، فرودگاه، قطار، مشهد، کنترل، نا محدود، نا محسوس، دعا، زن، حامله، عکس، فامیل، روزنامه، سی دی، پرینت، کپی، گل، نور، مستقیم، کولر، کار، صادرات، واردات، اسم، پدر، حضرت، یوسف، کنعان، دست جمعی، دروازبان، توپ، گادفادر، ایست قلبی، کارت هوشمند سوخت، پلیس راه، چالوس، مکه، مدینه، گوش، حرف، خونه، سگ، پارس، علی، پنجره، کم، حکم، خشت، استخر، سرما، ترس، لرز، ماشین، رانندگی، تشنه، آب سرد کن، ضبط، رادیو، مجتبی، چشم، روشن، قدم نو رسیده، مبارک، محسن، رفتگان، رادیاتور، روغن، شعر، مشاجره، مشاعره، مخابرات، پریز، مادر بزرگ، گوشی، صدا، اطلاعات، عمومی، چراغ، قوری، نارنجی، وضعیت، اس ام اس، مارک، سند، طوفان، دریا، رحمت، قبر،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 11 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
محمدرضا آقاسی

می سزد کز نفس روح خدا یاد آرم

و ز ایثار تمام شهدا یاد آرم

ای جهان پرشده از نعره گلگون شما

برجها سربه فلک می کشد از خون شما

برجهایی که به سر مطبخ گردون دارند

وبه غارت شدگان قصد شبیخون دارند

چیست این تندر وحشت که به راه افتادست

شعله حرص گروهی به رفاه افتادست

ناله شب زدگان را چه کسی مسئول است؟

گزمه آیا به پرستاری شب مشغول است؟
شعری از محمدرضا آقاسی
اسب این قوم مرفه به کجا می تازد

جز شکم بارگی ای دل به چه می پردازد

زکجا آمده این قوم که غرب آیین است؟

این عروسی که به هر شب به دو صد کابین است

غرب در فلسفه ی سر به گریبانی ماست

توسعه توسعه ی بی سرو سامانی ماست

ذات آبادی این شهر خراب است ای دل

شهر در قبضه ی فرهنگ سراب است ای دل

ساز انصاف در این پرده ز کوک افتادست

که به پیشانی دین چین و چروک افتادست

پاس ناموس در این پرده تجمل دارد

نقش جوراب زنان هم گل و بلبل دارد

شیر مردان رها گشته علم بر گیرید

لوح محفوظ غریب است قلم بر گیرید




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، روح، خدا، شهید، شهدا، یاد، آرام، ایثار، جهان، برج، فلک، غارت، مطبخ، شبیخون، وحشت، شعله، حرص، شب، مسئول، مشغول، اسب، قوم، غرب، آیین، عروس، کابین، فلسفه، محمدرضا، آقاسی، توسعه، ذات، خراب، شهر، قبضه، فرهنگ، سراب، ساز، انصاف، کوک، دین، چین، چروک، ناموس، تجمل، گل، بلبل، شیر، مرد، علم، لوح، محفوظ، قلم،
لینک های مرتبط : منبع، منبع تصویر،

       نظرات
یکشنبه 21 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
می شود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد

می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : ماه، رمضان، شعر، صیام، غم، مولا، شب، قدر، جهان، مژده، سال، ظهور، گل، زهرا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
قرآن کریمیک نکته اخلاقی از قرآن کریم :


إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ...

اگر نیکى کنید، به خودتان نیکى مى‏کنید؛ و اگر بدى کنید باز هم به خود مى‏کنید.

هر چه کنید به خود کنید گر همه نیک و بد کنید

به عنوان توضیح باید بگم که :
وقتی کسی خوبی میکنه ، خودش آثار خوبیشو حس میکنه و این آثاری که در همون لحظه و بعدها متوجه فرد میشه باعث میشه یک حالت خوب روحی مانند آرامش ، شادی ، خوش بینی به آینده ، رضایت از خود و ... به فرد دست بده و این باعث میشه فرد نهایت لذتو از کارش ببره.
و برعکس اگر کسی کار بدی انجام بده دچار آثار سوءی میشه مثل اضطراب ، ترس ، عذاب وجدان و ... که این آثار وضعیت روحی فرد رو مختل میکنه و وضعیت روحیش اونو عذاب میده. البته در بعضی افراد به علت استمرار در این کار ها وجدانشون از بین میره و سنگ دل میشن که در این حالت انجام کار های بد خیلی روشون تاثیر نداره ولی در کل کمی از انسانیت دور میشن چون احساس و عکس العمل طبیعی رو نسبت به بقیه آدما ندارن.

یه شعر مرتبط از جامی :

چون خر كناس ز بس ناخوشى
خوى گرفتى به نجاست كشى

کناس : کسی که در گذشته چاه های فاضلاب را خالی میکرد و با خر (یا شتر و یا اسب ) خود آن را به جای دیگر میبرد.
برداشت از شعر : اونقدر مثل خر کناس بد بودی که دیگه عادت به این حالت کردی


یه مثال بسیار قشنگ از استادم :
یک گل خوش بو در ابتدا بوی خوشش به خودش میرسه و بعد به دیگران میرسه ، یعنی اول خودش لذت میبره ، بعد دیگران ولی یک چیز بدبو مثل پسماند قضایی و یا فاضلاب در درجه اول به خودش بوی بدو میرسونه و بعد به دیگران.




نوع مطلب : در کلام بزرگان، 
برچسب ها : اخلاق، قرآن، خوب، بد، خود، خویش، تاثیر، گناه، ثواب، آثار، خر، کناس، نجاست، گل، فاضلاب، آشغال، بو، وجدان، عذاب، راضی، رضایت، اضطراب، روح، وضع، سنگدل، آرامش، شادی، خوش بینی، لذت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 4 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم میشکند

نیما یوشیج

پی نوشت : خودم بزرگترین مقصرم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : نیما، یوشیج، شعر، نازک، ساق، گل، جان، آب، دریغا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی