تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر کوتاه
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

امروز داشتم یکی از کتابایی که تو یکی از تولدام هدیه گرفتمو میخوندم ، نکات خیلی داشت ولی من چند تا نکته ی کوتاهشو اینجا مینویسم .

وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً

و با مردم با زبان نیک سخن بگویید ( بقره : 83 )

وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ

و با القاب زشت و نا پسند یکدیگر را یاد نکنید ( حجرات : 11 )

لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ

نباید گروهی از شما گروه دیگری را مسخره کند ( حجرات : 11 )

وَلَا تَجَسَّسُوا

در کار دیگران تجسس نکنید ( حجرات : 12 )

وَلَا یَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا

و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند ( حجرات : 12 )

اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ

از بسیاری از گمان ها بپرهیزید ، چرا که بعضی از گمان ها گناه است ( حجرات : 12 )

وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً

و به پدر و مادر خود نیکی کنید ( بقره : 83 )


برگرفته از کتاب مکالمه قرآنی ، جلد دوم
به کوشش محمود جویباری ، انتشارات نبوغ
چاپ سوم 1381




نوع مطلب : در کلام بزرگان، 
برچسب ها : امر، اخلاق، خوش، کتاب، تولد، نکات، کوتاه، مردم، زبان، نیک، سخن، بقره، القاب زشت، حجرات، گروه، مسخره، کار، دیگران، تجسس، غیبت، گمان، گناه، پدر، مادر، مکالمه قرآنی، جلد، دوم، کوشش، محمود جویباری، انتشارات نبوغ، چاپ، سوم، قرآن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 30 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای


ابوالفضل زمانه ، خوب انتقام ابوالفضلو گرفتی .
دست تو هم قرار بود به دستشون مثل دست آقا ابولفضل قطع بشه ولی خوب دستشونو کوتاه کردی .
بیاین کمی قرآن بخونیم ، من خیلی سوره ی کوثرو دوست دارم .

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

دشمن با این همه ریز بینی هاش به این سوره دقت نکرد .
خدا گفت که ای پیامبر! نسل دشمنات قطع میشه و نسل تو باقی میمونه .
دشمن نمیدونه که این جوونایی که تو جنگ جلو چشم خانوادشون تو خاک خودشون اربا اربا شدن ، نسل علی اکبرن . نه هنوز هم درک نمیکنه که این نسل هر چه قدر هم شهید بده باز باقیه .
اومدن تو خونه ی مسلمونا دارن میکشنشون ، ولی خب دشمن هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ ست. نمیدونه این نسل غروبی نداره!

هر بار که شاهد عروج برادری هم نسل هستیم مصمم تر میشیم . الانم من و خیلی از دوستام دوست داریم که بلند داد بزنیم ....

نسل علی اکبریم          فداییان رهبریم




نوع مطلب : روز نوشت، در کلام بزرگان، 
برچسب ها : ابوالفضل، انتقام، دست، قرار، آقا، قطع، کوتاه، قرآن، سوره کوثر، دوست، دشمن، ریز بینی، دقت، خدا، پیامبر، نسل، باقی، جوون، جنگ، چشم، خانواده، خاک، اربا اربا، علی اکبر، شهید، خونه، مسلمون، غروب، شاهد، عروج، برادر، مصمم، داد، فدایی، رهبر، مقام معظم رهبری، مقام، معظم، حضرت، آیت الله، عظمی، امام خامنه ای، بسم الله الرحمن الرحیم، اعطیناک، فصل، رب، النحر، شانئک، ابتر، السفهاء، لا یعلمون،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
شنبه 27 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام
میخوام از امروزم بگم .
امروز فرح آباد همایش پیاده روی بود ، منم از چند روز قبل نیت کرده بودم که پیاده برم تا فرح آباد .
خلاصه ... ، امروز صبح بعد اذان صبح زدم از خونه اومدم بیرون . حدود ساعت 5 بود . در خونه رو که بستم شروع کردم به دویدن . باید ساعت 8 صبح میرسیدم فرح آباد تا به همایش برسم .
فاصله زیاد نبود حدود 25 کیلومتر بیشتر تا فرح آباد راه نبود .
 یک ساعت و نیم اول با سرعت ثابت دویدم و  2 سوم راهو طی کردم ، بعد اون یواش یواش دیگه سرعتم کم شد و خستگی داشت اذیتم میکرد که یک سوم دیگه هم تو یه ساعت و نیم طی شد .
خلاصه ساعت 8 یعنی بعد 3 ساعت دویدن ، به موقع رسیدم فرح آباد .
تو کل راه هم 2 بار بیشتر وای نسادم و بقیه مدت داشتم میدوییدم که اون دو بار هم داشتم به دو تا نیسانی آدرس میدادم و سر هم 20 ثانیه بیشتر نشد .
یه کامیون هم برا اذیت کردنم اون قدر بهم جفت شده بود  ( منم از رو نمیرفتم و اصلا کنار نکشیدم ) که تهش خورد به دستم .
راستی تنها بودم .
رسیده بودم فرح آباد :
بعد این که برگه قرعه کشیو گرفتم شروع کردم پیاده روی آهسته با مامان بابام تا دریا که تو راه دوستام بهم ملحق شدن.
اول مراسم با تلاوت کلام الله مجید شروع شد و یه مقدمه کوتاه توسط مجری خونده شد ، بعد چند تا گروه رزمی کار اومدنو اجرای نمایش مبارزات تن به تن و مبارزه با سلاح سرد داشتن .
چند تا از مسؤلین مدعو هم اومدن یه صحبتایی کردن . بعد اجرای خواننده محبوب ، آقای عبدی اومد چند تا شعر با گویش مازندرانی خوند ، همین موقع ها بود که هوا بارونی شد . البته مدتش کوتاه بود .
بعد از اجرای آقای عبدی نوبت به اجرای نوروز بود . خیلی اجراش قشنگ بود .
بعد این اجرا های پیاپی نوبت به اصل قضیه رسید ، که اهدا جوایز بود .
2 تا کمک هزینه سفر به کربلا
2 تا کمک هزینه سفر به سوریه
2 تا کمک هزینه سفر به مشهد
6 تا سکه
6 تا دوچرخه
25 تا پتو
10 - 15 تا لباس ورزشی
10 تا بن خرید لباس ورزشی
10 - 12 تا هم قرار  شد شورا جایزه بده من نفهمیدم جایزشون چی بود
تو جوایز توپ والیبال و فوتبال هم دیدم نمیدنم تعدادشون چند تا بود

منم تو قرعه کشی لباس ورزشی برنده شدم .
روز خوبی بود...




نوع مطلب : روز نوشت، فرح آباد، 
برچسب ها : امروز، فرح آباد، پیاده، صبح، اذان، خونه، دویدن، همایش، فاصله، راه، سرعت، ثابت، خستگی، اذیت، نیسان، آدرس، ثانیه، کامیون، جفت، کنار، دست، تنها، برگه، قرعه کشی، پیاده روی، آهسته، بابا، مامان، دریا، دوست، تلاوت، کلام الله مجید، مقدمه، مجری، گروه رزمی، مبارزه، تن به تن، سلاح سرد، مسؤل، مدعو، خواننده، محبوب، عبدی، شعر، گویش، مازندرانی، هوا، بارون، کوتاه، نوروز، قشنگ، کمک هزینه، سفر، کربلا، سوریه، مشهد، سکه، دوچرخه، پتو، لباس ورزشی، بن، شورا، توپ، والیبال، فوتبال، روز، خوب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 20 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

میخواستم بگم که یه موضوع جدید به نام داستانک ایجاد کردم.
از این به بعد میتونید داستان ها و اتفاق های کوتاه رو توش بخونید.
اگه اسم بهتری برای این موضوع به نظرتون میرسه تو نظرات عنوان کنید.

در ضمن
امروز یکی از وبلاگ های قدیمیمو پیدا کردم
خیلی مطلب نداشت
ولی مطالبشو به این وبلاگ منتقل میکنم.




نوع مطلب : اخبار پور طاهان، 
برچسب ها : داستانک، موضوع، جدید، وبلاگ، قدیمی، پیدا، مطلب، مطالب، اسم، منتقل، داستان، کوتاه، اتفاق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی