تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر چشم
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ


و در پیش روى آنان سدّى قرار دادیم، و در پشت سرشان سدّى؛ و چشمانشان را پوشانده ایم، لذا نمى بینند!
( سوره یس آیه 9 )


بعضی وقتاست که چشم آدم بدون ارداه حمالش ( خود آدم ) واسه اون چیزایی که میبینه فیلتر میذاره .
حالا نمیدونم این فیلتر ، پاداشه یا تاوون یکی دیگه از کارام!!!




نوع مطلب : در کلام بزرگان، روز نوشت، 
برچسب ها : لا یبصرون، سد، قرار، پشت، سر، چشم، پوشانده، یس، سوره، آیه، وقت، آدم، بدون اراده، حمال، فیلتر، پاداش، تاوون، کار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 9 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای


ابوالفضل زمانه ، خوب انتقام ابوالفضلو گرفتی .
دست تو هم قرار بود به دستشون مثل دست آقا ابولفضل قطع بشه ولی خوب دستشونو کوتاه کردی .
بیاین کمی قرآن بخونیم ، من خیلی سوره ی کوثرو دوست دارم .

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

دشمن با این همه ریز بینی هاش به این سوره دقت نکرد .
خدا گفت که ای پیامبر! نسل دشمنات قطع میشه و نسل تو باقی میمونه .
دشمن نمیدونه که این جوونایی که تو جنگ جلو چشم خانوادشون تو خاک خودشون اربا اربا شدن ، نسل علی اکبرن . نه هنوز هم درک نمیکنه که این نسل هر چه قدر هم شهید بده باز باقیه .
اومدن تو خونه ی مسلمونا دارن میکشنشون ، ولی خب دشمن هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ ست. نمیدونه این نسل غروبی نداره!

هر بار که شاهد عروج برادری هم نسل هستیم مصمم تر میشیم . الانم من و خیلی از دوستام دوست داریم که بلند داد بزنیم ....

نسل علی اکبریم          فداییان رهبریم




نوع مطلب : روز نوشت، در کلام بزرگان، 
برچسب ها : ابوالفضل، انتقام، دست، قرار، آقا، قطع، کوتاه، قرآن، سوره کوثر، دوست، دشمن، ریز بینی، دقت، خدا، پیامبر، نسل، باقی، جوون، جنگ، چشم، خانواده، خاک، اربا اربا، علی اکبر، شهید، خونه، مسلمون، غروب، شاهد، عروج، برادر، مصمم، داد، فدایی، رهبر، مقام معظم رهبری، مقام، معظم، حضرت، آیت الله، عظمی، امام خامنه ای، بسم الله الرحمن الرحیم، اعطیناک، فصل، رب، النحر، شانئک، ابتر، السفهاء، لا یعلمون،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
شنبه 27 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما میگریخت
چند روزی ست که حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفال میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
غزلی آمد که حالم را گرفت

ما ز دوستان چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : هیچ، اشک، ما، حال، من، این، آن، زمین، حافظ، تفال، دیوانه، فال، غزل، دوستان، چشم، یاری، غلط، شعر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 12 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 دی 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
شقایق

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شقایق، گل، عاشق، شیدا، تب، آتش، سوخت، چهره، لب، صحرا، عطش، غنچه، خشکیده، خار، عشق، چشم، ریشه، خاک، خدا، سنگ، خارا، تاول، دوا، تشنه، حال، دل، نسیم، بیابان، جان، زانو، صبر، ماتم، سینه، قلب، جهان، زمین، آسمان، غم، فریاد، تاج، سر، دلبر، خنده، حدیث، نشان،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : پسر، کور، نا بینا، جوان، زوج، قطار، قطره، باران، لذت، لمس، چشم، فریاد، پدر، آب، طاقت، مسن، پزشک، دکتر، بیمارستان، زندگی، 25، 5، صندلی، درخت، حرکت، لبخند، هیجان، تحسین، کودک،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی



- توکل به هر چی که خدا بخواد !(توکل به خدا)

- شناسنامت رو بیار تمدید اعتبار بزن !

- بابام داره میره کربلا  -   واجب یا عمره !!؟!!

- ۳ تا قند آوردم ، ۲تا برای تو ۲تا برای خودم !

- هر اونس طلا  ۱۲۱۰ اونسه !

- رفتیم فرودگاه سوار قطار شدیم رفتیم مشهد !

- کنترل نامحدود ! (کنترل نا محسوس)

- خدا دعا کن که من یاد بگیرم !



ادامه مطلب


نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : سوتی، خنده، کرکر، وب گردی، توکل، خدا، شناسنامه، بابا، کربلا، واجب، عمره، قند، اونس، طلا، فرودگاه، قطار، مشهد، کنترل، نا محدود، نا محسوس، دعا، زن، حامله، عکس، فامیل، روزنامه، سی دی، پرینت، کپی، گل، نور، مستقیم، کولر، کار، صادرات، واردات، اسم، پدر، حضرت، یوسف، کنعان، دست جمعی، دروازبان، توپ، گادفادر، ایست قلبی، کارت هوشمند سوخت، پلیس راه، چالوس، مکه، مدینه، گوش، حرف، خونه، سگ، پارس، علی، پنجره، کم، حکم، خشت، استخر، سرما، ترس، لرز، ماشین، رانندگی، تشنه، آب سرد کن، ضبط، رادیو، مجتبی، چشم، روشن، قدم نو رسیده، مبارک، محسن، رفتگان، رادیاتور، روغن، شعر، مشاجره، مشاعره، مخابرات، پریز، مادر بزرگ، گوشی، صدا، اطلاعات، عمومی، چراغ، قوری، نارنجی، وضعیت، اس ام اس، مارک، سند، طوفان، دریا، رحمت، قبر،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 11 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی


( کل صفحات : 2 )    1   2