تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر چشم
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شلمچه - منطقه - جنوب

دوباره تنگ شد این دل ، ولی برای خودم
برای گریه ی یکریز و های های خودم
خودم نِیَم ، که خودم در شلمچه جا ماندست
دوباره کاش بیفتم به دست و پای خودم

روزی شد برای زیارت و تحکیم عقیده ها به جنوب برم.
خدا رو شاکرم بابت این روزی عظیم.
دلیل اینکه جنوب رفته ها فقط جنوبو درک میکنن رو تازه فهمیدم. اونجا یه چیزیه که با باقی جاها فرق داره. اونجا جای اینکه چشم ببینه و بتونه تعریف کنه دل میگیره و چشم تعریف میکنه. برای اینکه نمیتونیم حسی که با قلب دریافت کردیمو با  زبون عنوان کنیم این جنوب و مناطق بهشتیش میمونه تو دل...
دیروز وداع کردم و امروز سلاح به دست گرفتم.
خدایا کمکم کن




نوع مطلب : روز نوشت، شهدا، دفتر ادبیات، 
برچسب ها : جنوب، منطقه، شلمچه، دل، قلب، چشم، گریه، دست و پا، دست، زیارت، درک، زبون، بهشت، وداع، سلاح، خدا، کمک،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
جمعه 19 اسفند 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خامنه ای

هوا آشفته بود و شهر مجنون
زمین سر در گریبان، چشم پر خون
حماسه می‌خروشید از گلوشان
ز رگ‌ها خون غیرت سخت جوشان
كه عاشورا كسی رقصیده؟ او كیست؟
چه كس با شاه دین جنگیده؟ كوفیست؟!
از این غم شهر گویا پر ز شیر است
دی از گرمای این دل‌ها چو تیر است
همه عمارگون، آماده، هوشیار
تمام شهر بیدارند، بیدار
كسی حرمت شكن آشوب كرده
شغالی بیشه را مخروب كرده
الا ای فتنه گر، شیطان، حرامی!
میان بیشه‌ی شیران خرامی؟!
شما، ای جمله عالم گوش دارید
كلام آوازه‌ی بر گوش دارید
به ایران، رهبری فرزانه داریم
اشارت او كند جان می‌سپاریم
الا ای فتنه‌گر، ما مرد جنگیم
برای رجمت ای ابلیس، سنگیم
چو شمشیر آخته، در دست اوییم!
بمیرید از حسد، سر مست اوییم
ابابیلیم اگر بر فیل‌هایید
چو ریگی نرم آخر زیر پایید
9 دی سیل مردم باز جوشید
تمام سینه‌ها آخر خروشید
خس و خاشاك را از شهر راندند
سران فتنه زیر پای ماندند
ولی حرفیست بی پیرایه‌ای دوست
كه این حرف از زبان یار حق گوست
"بصیرت " یاب، بیدارست دشمن
ز حقد و كینه تبدار است دشمن
صف آراییست! اما در غبار است
میان فتنه ره دشوار و تار است
چراغ راه ما را جز ولیّ نیست
كسی رهبر به جز "سید علی " نیست



نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آخته، آخر، آراییست، آشفته، آشوب، آماده، ابابیلیم، ابلیس، اشارت، امام، ایران، باز، بصیرت، بمیرید، بیدار، بیشه، پای، پر، پیرایه‌ای، تار، تبدار، تمام، تیر، جان، جز، جمله، جنگیده، جوشان، جوشید، چراغ، چشم، چو، چه، حرامی، حرف، حرفیست، حرمت، حسد، حق، حقد، حماسه، خاشاك، خامنه، خرامی، خروشید، خس، خون، دست، دشمن، دشوار، دل‌ها، دوست، دی، دین، راه، رجمت، رقصیده، رگ‌ها، ره، رهبر، ریگی، زبان، زمین، سخت، سر، سران، سنگیم، سید، سیل، سینه‌ها، شاه، شغالی، شكن، شما، شمشیر، شهر، شیر، شیطان، صف، عاشورا، عالم، علی، عمارگون، غبار، غم، غیرت، فتنه، فتنه‌گر، فرزانه، فیل‌هایید، كسی، كلام، كوفیست، كیست، كینه، گرمای، گریبان، گلوشان، گوش، گویا، مجنون، مخروب، مرد، مردم، مست، می‌خروشید، می‌سپاریم، نرم، ولی، همه، هوا، هوشیار، یار، سید علی، امام خامنه ای، 9 دی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
میگن امروز به دنیا اومدم. از اون موقع تا حالا 19 سالی گذشته. و منم هر ساله تو این جشن شرم آلود موندم چی جواب خودمو بدم که تو این 19 سال چی کار کردم؟ حساب کتاب عمرم با خودم. پس اگه سرخی گونه ای دیدین از نشاط و شادابی نیست ، از شرمه!

میگن عصر ارتباطاته؛ راست میگن، آخه از دیروز تا حالا پیام های تبریکی که از طریق ایمیل، پیامک و جوامع مجازی دریافت کردم یکم زیاد بود.

برای موندگار شدن این پیام ها قشنگترینشو که یه شعر از فروغ فرخ زاد بود رو این زیر میذارم :

کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سراپای تو لب می سودم
کاش چون نای شبان می خواندم
به نوای دل دیوانه ی تو
خفته بر هودج مواج نسیم
می گذشتم ز در خانه ی تو
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم
کاش در بزم فروزنده ی تو
خنده ی جام شراب بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی و خوابی بودم
کاش چون آینه روشن می شد
دلم از نقش تو و خنده ی تو
صبحگاهان به تنم می لغزید
گرمی دست نوازنده ی تو
کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب، ماه تماشا می کرد
در دل باغچه ی خانه ی تو
شور من ... ولوله بر پا می کرد
کاش چون یاد دل انگیز زنی
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم تو را می دیدم
خیره بر جلوه ی زیبا یی خویش
کاش در بستر تنهایی تو
پیکرم شمع گنه می افروخت
ریشه زهد تو و حسرت من
زین گنه کاری شیرین می سوخت
کاش در شاخه ی سر سبز حیات
گل اندوه مرا می چیدی
کاش در شعر من ای مایه ی عمر
شعله ی راز مرا می دیدی

فروغ فرخ زاد




نوع مطلب : روز نوشت، دفتر ادبیات، 
برچسب ها : 19، آلود، آنجا، آینه، ارتباطاته، افروخت، امروز، اندوه، انگیز، ایمیل، باغچه، برگ، بزم، بستر، بهار، پا، پر، پرتو، پرده، پنجره، پیام، پیامک، پیکرم، تابیدم، تبریکی، تشویش، تماشا، تنم، تنهایی، جام، جشن، جلوه، جواب، جوامع، چشم، چشمان، حریر، حساب، حسرت، حیات، خاموش، خانه، خزان، خزیدم، خفته، خنده، خوابی، خواندم، خورشید، خویش، خیره، درد، دریافت، دست، دل، دنیا، دیروز، دیوانه، راز، راست، رقص، رنگ، رودی، روشن، ریشه، زاد، زنی، زهد، زیبا، زین، ساحل، سال، سبز، سحر، سر، سراپای، سرخی، سستی، سوخت، سودم، شاخه، شادابی، شب، شبان، شراب، شرم، شعر، شعله، شمع، شور، شیرین، صبحگاهان، طریق، عصر، عطر، عمر، فرخ، فروزنده، فروغ، کار، کاش، کتاب، گذرت، گذشتم، گذشته، گرمی، گل، گنه، گونه، گیاهی، لب، لرزان، لغزید، ماه، مایه، مجازی، مرا، مرموز، مستی، مواج، موقع، موندگار، می، میذارم، میگن، ناگهان، نای، نسیم، نشاط، نقش، نوازنده، نوای، نیمه، ولوله، هودج، یاد، فروغ فرخ زاد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
اسلام علیک یا ابا عبد الله

میخوام درد و دل کنم. نه اصلا میخوام روضه بخونم.

این شبای محرم، شهر یه رنگ و بوی دیگه داره. کاشکی نداشت!
میپرسی چرا؟
از بچگی سر سفره اهل بیت نشستیم، با روضشون بزرگ شدیم، غیرت پیدا کردیم با سینه زنیشون مرد شدیم، با اخلاقشون اخلاقمونو ساختیم و ...
بعضی از روضه ها باعث میشد رگ غیرتم بزنه بالا، اون وقت چی کشیدن اهل بیت...
یکی از این روضه ها، روضه ی شامه.
وقتی کاروان اسرا وارد شام شدن....
ادامه نمیدم. من لیاقت خوندن روضه ندارم.

به بهونه ی مراسم دسته روی، شهر یه رونق دیگه ای میگیره.
علامتای خوشگل و آنتیک ، طبل و سنج و بوق و شیپور و کلی آلات موسیقی دیگه.
دسته ها پشت سر هم.
عزادارا ( ?!!؟ ) هم سراسر خیابون و پیاده رو و کوچه های فرعی رو گرفتن...
نمیدونم برای اجرای روضه چرا اکثریت نقش شامی ها رو تقبل کردن.
زنایی که آرایششون بیشتر از آرایش یه عروس بد حجابه!
مردایی که غیر از دود کردن سیگار و تیپ زدن مشغول تازه عروس های مراسمن...
سر و صدا ی خنده هاشون از دیوارا میره بالاتر!
اگه تعداد عزا دارا به چشم میومد حتم دارم مراسم سنگ انداختن از پشت بوم ها هم اجرا بشه...

این چه وضعیه!؟
حالا که حرمت نگه نمیدارین لا اقل حرمت شکنی نکنین!
هلهله کردن کار دشمنا بود...

نگاهی به آیه تطهیر بندازیم :

وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا

و در خانه‏هاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط میخواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد. ( 33 / 33 ) ( احزاب / 33 )




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : 33، آرایش، آلات، آنتیک، آیه، ابا، اجرا، احزاب، اخلاقشون، اسرا، اسلام، اصلا، اطاعت، اقل، اکثریت، اهل، بچگی، بزرگ، بوق، بوم، بوی، بهونه، بیت، پاک، پشت، پلیدى، پیاده، پیدا، تازه، تطهیر، تقبل، تیپ، چشم، حالا، حتم، حجابه، حرمت، خدا، خنده، خوشگل، خیابون، درد، دسته، دشمنا، دل، دود، رگ، رنگ، روضه، زکات، سفره، سنج، سنگ، سیگار، سینه، شام، شامی، شهر، شیپور، صدا، طبل، ظاهر، عبد، عروس، عزا، علامتای، غیرت، فرعی، کاروان، کوچه، گناه، لیاقت، محرم، مراسم، مرد، مردم، مشغول، موسیقی، نخستین، نقش، نگاهی، نگه، نماز، وارد، وقت، هلهله، اهل بیت، پیاده رو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 13 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 2 تیر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت ، سلام ما برسانی

قرار نبود چند روزی بیام ، ولی اومدم اینو بگم و برم تا چند روز بعد ( البته شاید ! ) .

دیروز عصر ، یعنی دوشنبه 23 خرداد 90 ؛ خبری از اتفاقی ناراحت کننده در خاندان عابدینی زمزمه میشد .
اون خبر چی بود ؟ سکته مادر بزرگ خانواده . مادری که هنوز سوگوار دامادش آسد میرنقی محمدی بود .
مادر بزرگ عزیز با این که تحت مراقبت های ویژه بود ولی سعی میکرد از همه حلالیت بطلبه . اونایی رو که دید مستقیم ازشون حلالیت خواست و اونایی که ندید جویای حالشون شد و ...
این سید مومن ، خیلی راحت از دنیا دل کند و طولی نکشید که غزل خدا حافظی رو جلو چشم بچه هاش خوند...
امروز ، حزنی جاری زیر تابوتی روان بود که گویی مادر از بالا فرزندان را نوازش میداد ، گریه هایی بی صدا و ...

مادر بزرگم !
در کودکیت داغ والدینت را چشیدی ، در جوانیت داغ همسر ، در این دوره داغ داماد عزیزت . و در تمامی این دوران داغ سرورت حسین....
ای داغدار ! اینک فرزندانت داغدار تواند. فرزندانی صالح تربیت کردی و خیر جاری در پرونده داری ، خوشا به حالت که دنیا با این همه زرق و برقش نتوانست کمی تو را از مقصدت دور کند .

توانایی نوشتن ندارم و دوست داشتم مفصل بنویسم ولی با همین چند خط این مصیبت وارده ، فوت حاجیه خانم سیده نسا نورانی را به صاحبین عزا تسلیت میگم .





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : آسد، اتفاقی، امروز، بالا، بچه، بزرگ، بطلبه، پرونده، تابوتی، تحت، تربیت، تسلیت، جاری، جوانیت، چشم، چشیدی، حاجیه، حافظی، حالت، حالشون، حزنی، حسین، حلالیت، خاندان، خانم، خانواده، خبر، خدا، خرداد، خط، خواست، خوشا، خیر، داغ، داغدار، داماد، دل، دنیا، دوران، دوره، دوست، دوشنبه، راحت، روان، روز، زرق، زمزمه، زیر، سرورت، سکته، سلامت، سوگوار، سید، سیده، صاحبین، صالح، صبا، صدا، طولی، عابدینی، عزا، عزیز، عصر، غزل، فرزندان، فرزندانت، فرزندانی، فوت، قرار، کودکیت، کوی، گریه، مادر، محمدی، مراقبت، مستقیم، مصیبت، مفصل، مقصدت، مومن، میرنقی، ناراحت، نسا، نوازش، نورانی، نوشتن، وارده، والدینت، ولی، ویژه، همسر، جان، کاه، ناگاه،
لینک های مرتبط : یک سالی بدون تو ...،

       نظرات
سه شنبه 24 خرداد 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
نماز

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مى‏دانستید! ( جمعه / 9 )


امام زمان
ای وارث ذوالفقار مولا برگرد
ای نور دو چشم آل طاها برگرد
ما شعله به شعله سوختیم از غم یاس
ای منتقم حضرت زهرا برگرد





نوع مطلب :
برچسب ها : آل، اذان، امام، ایمان، بشتابید، جمعه، چشم، حضرت، خدا، خرید، ذکر، ذوالفقار، روز، زمان، زهرا، شعله، طاها، غم، فروش، منتقم، مولا، نماز، نور، وارث، یاس،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، منبع تصویر امام زمان،

       نظرات
جمعه 6 خرداد 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خمینی

یاد دوست

یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سر یار شدم
آرزوی خم گیسوی تو خم کرد قدم
باز انگشت نمای سر بازار شدم
طرفه روزی که شبش با تو به پایان بردم
از پی حسرت آن مونس خمار شدم
به که گویم که دل از دوری جانان چه کشید
طاقت از دست برون شد که چنین زار شدم
آن طرب را که ز بیماری چشمت دیدم
فارغ از کون و مکان گشتم و بیمار شدم


امام راحل




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، یاد، دوست، روز، عشق، گرفتار، سر، یار، آرزو، خم، گیسو، قد، انگشت نما، بازار، طرفه، شب، پایان، حسرت، مونس، خمار، دل، دوری، جانان، طاقت، زار، طرب، بیماری، چشم، فارغ، کون و مکان، مکان، بیمار، امام خمینی، امام راحل، روح الله، امام،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، تلاش بدون موفقیت،

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی


( کل صفحات : 2 )    1   2