تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر پیچ
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حضرت امام خامنه ای


عمری است که در بندم و زندانی خویشم
دلبسته راز دل طوفانی خویشم
چون زلف شکن در شکن یار
در پیچ و خم غصه پنهانی خویشم
از بخت بدم نیست دگر سوز و گدازی
من سردتر از بخت زمستانی خویشم
مجروحم و دلخسته به پرواز شب تار
در حیرت کوچ از دل ظلمانی خویشم
آرام دل و مطمئنم از سفر خویش
تا در ره آن یار جمارانی خویشم

حضرت امام خامنه ای




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آرام، آقا، است، بخت، بدم، بندم، پرواز، پنهانی، پیچ، تار، جمارانی، حضرت، حیرت، خم، خویش، خویشم، دگر، دل، دلبسته، دلخسته، راز، ره، زلف، زمستانی، زندانی، زیبا، سردتر، سفر، سوز، شب، شعری، شکن، طوفانی، ظلمانی، عمری، غصه، کوچ، گدازی، مجروحم، مطمئنم، من، نیست، یار، خامنه ای، رهبر، امام،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 23 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
چترها در شرشر دلگیر باران می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود بالا

من تماشا می‌کنم غمگین و با حسرت خیابان را

یک نفر در جان من مست و غزل‌خوان می‌رود بالا

گشته‌ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست

ارتفاع دردها از پیچ شمیران می‌رود بالا

خواجه در رویای خود از پای بست خانه می‌گوید

ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می‌رود بالا

درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست

با بهای سکه در بازار تهران می‌رود بالا

گاه شب‌ها بعد کار سخت و ارزان خواب می‌بینم

پول خان با چکمه‌اش از دوش دهقان می‌رود بالا

جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم، وقتی

شک شبیه گربه از دیوار ایمان می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود پایین

یک نفر در جان من اما غزل خوان می‌رود بالا

شاعر : حسین جنتی
خوانده شده در جمع شاعران در محضر حضرت آیت الله خامنه ای




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، جوجه، ایمان، اعتقاد، گربه، بالا، نفر، جان، رهبر، خامنه ای، حضرت، شک، چتر، طول، خیابان، باران، تماشا، غمگین، حسرت، مست، غزل، خوان، میدان، شهر، درد، ارتفاع، پیچ، شمیران، خواجه، رویا، پا، بست، خانه، ترک، نقش، ایوان، ارزان، بها، سکه، بازار، تهران، شب، کار، سخت، خواب، پول، خان، چکمه، دوش، دهقان، پنهان، دیوار، آرام،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 16 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی