تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر پسر
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قندون نقره ای

خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با یك هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میكند. كاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
او به رابطه میان آن دو مظنون شده بود و این موضوع باعث كنجكاوی بیشتر او می شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : قندون، نقره، خانوم، حمیدی، مسعود، پسر، دختر، vikki، لندن، هم اتاقی، خوشگل، رابطه، مظنون، کنجکاوی، هفته، قندان، شک، اطمینان، ایمیل، عزیز، خانه، صورت، تهران، عشق، تخت خواب، آقا،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
شنبه 15 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
قتل با چاقو

یه پسر و دختری عاشقه همدیگه بودن
میخواستن با هم ازدواج کنن
اما این وسط یه مشکل به وجود اومده بود
اونم این بود که دختره به پسره خیانت میکنه
و با یکی دیگه ازدواج میکنه
پسره به محض شنیدن این خبر ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستانک، پسر، دختر، عاشق، عشق، ازدواج، مشکل، خیانت، بنزین، بیمارستان، کمال، عیادت، چاقو، دست، قلب، حرکت، صرفه جویی، طنز،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
جمعه 14 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : پسر، کور، نا بینا، جوان، زوج، قطار، قطره، باران، لذت، لمس، چشم، فریاد، پدر، آب، طاقت، مسن، پزشک، دکتر، بیمارستان، زندگی، 25، 5، صندلی، درخت، حرکت، لبخند، هیجان، تحسین، کودک،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی

ببخشید دیگه دیر دارم اطلاع میدم!




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : اکس، پارتی، دختر، پسر، تالار، میر دامادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 22 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی