تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر هوا
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عجب هوایی شده... باد داره برگ های پاییزیه خاطراتمو ورق میزنه؛ سر و صداش اونقد زیاده که از خواب بیدارم میکنه!





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : باد، پاییز، خاطره، خواب، بیدار، هوا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 مهر 1392
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خامنه ای

هوا آشفته بود و شهر مجنون
زمین سر در گریبان، چشم پر خون
حماسه می‌خروشید از گلوشان
ز رگ‌ها خون غیرت سخت جوشان
كه عاشورا كسی رقصیده؟ او كیست؟
چه كس با شاه دین جنگیده؟ كوفیست؟!
از این غم شهر گویا پر ز شیر است
دی از گرمای این دل‌ها چو تیر است
همه عمارگون، آماده، هوشیار
تمام شهر بیدارند، بیدار
كسی حرمت شكن آشوب كرده
شغالی بیشه را مخروب كرده
الا ای فتنه گر، شیطان، حرامی!
میان بیشه‌ی شیران خرامی؟!
شما، ای جمله عالم گوش دارید
كلام آوازه‌ی بر گوش دارید
به ایران، رهبری فرزانه داریم
اشارت او كند جان می‌سپاریم
الا ای فتنه‌گر، ما مرد جنگیم
برای رجمت ای ابلیس، سنگیم
چو شمشیر آخته، در دست اوییم!
بمیرید از حسد، سر مست اوییم
ابابیلیم اگر بر فیل‌هایید
چو ریگی نرم آخر زیر پایید
9 دی سیل مردم باز جوشید
تمام سینه‌ها آخر خروشید
خس و خاشاك را از شهر راندند
سران فتنه زیر پای ماندند
ولی حرفیست بی پیرایه‌ای دوست
كه این حرف از زبان یار حق گوست
"بصیرت " یاب، بیدارست دشمن
ز حقد و كینه تبدار است دشمن
صف آراییست! اما در غبار است
میان فتنه ره دشوار و تار است
چراغ راه ما را جز ولیّ نیست
كسی رهبر به جز "سید علی " نیست



نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آخته، آخر، آراییست، آشفته، آشوب، آماده، ابابیلیم، ابلیس، اشارت، امام، ایران، باز، بصیرت، بمیرید، بیدار، بیشه، پای، پر، پیرایه‌ای، تار، تبدار، تمام، تیر، جان، جز، جمله، جنگیده، جوشان، جوشید، چراغ، چشم، چو، چه، حرامی، حرف، حرفیست، حرمت، حسد، حق، حقد، حماسه، خاشاك، خامنه، خرامی، خروشید، خس، خون، دست، دشمن، دشوار، دل‌ها، دوست، دی، دین، راه، رجمت، رقصیده، رگ‌ها، ره، رهبر، ریگی، زبان، زمین، سخت، سر، سران، سنگیم، سید، سیل، سینه‌ها، شاه، شغالی، شكن، شما، شمشیر، شهر، شیر، شیطان، صف، عاشورا، عالم، علی، عمارگون، غبار، غم، غیرت، فتنه، فتنه‌گر، فرزانه، فیل‌هایید، كسی، كلام، كوفیست، كیست، كینه، گرمای، گریبان، گلوشان، گوش، گویا، مجنون، مخروب، مرد، مردم، مست، می‌خروشید، می‌سپاریم، نرم، ولی، همه، هوا، هوشیار، یار، سید علی، امام خامنه ای، 9 دی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام
میخوام از امروزم بگم .
امروز فرح آباد همایش پیاده روی بود ، منم از چند روز قبل نیت کرده بودم که پیاده برم تا فرح آباد .
خلاصه ... ، امروز صبح بعد اذان صبح زدم از خونه اومدم بیرون . حدود ساعت 5 بود . در خونه رو که بستم شروع کردم به دویدن . باید ساعت 8 صبح میرسیدم فرح آباد تا به همایش برسم .
فاصله زیاد نبود حدود 25 کیلومتر بیشتر تا فرح آباد راه نبود .
 یک ساعت و نیم اول با سرعت ثابت دویدم و  2 سوم راهو طی کردم ، بعد اون یواش یواش دیگه سرعتم کم شد و خستگی داشت اذیتم میکرد که یک سوم دیگه هم تو یه ساعت و نیم طی شد .
خلاصه ساعت 8 یعنی بعد 3 ساعت دویدن ، به موقع رسیدم فرح آباد .
تو کل راه هم 2 بار بیشتر وای نسادم و بقیه مدت داشتم میدوییدم که اون دو بار هم داشتم به دو تا نیسانی آدرس میدادم و سر هم 20 ثانیه بیشتر نشد .
یه کامیون هم برا اذیت کردنم اون قدر بهم جفت شده بود  ( منم از رو نمیرفتم و اصلا کنار نکشیدم ) که تهش خورد به دستم .
راستی تنها بودم .
رسیده بودم فرح آباد :
بعد این که برگه قرعه کشیو گرفتم شروع کردم پیاده روی آهسته با مامان بابام تا دریا که تو راه دوستام بهم ملحق شدن.
اول مراسم با تلاوت کلام الله مجید شروع شد و یه مقدمه کوتاه توسط مجری خونده شد ، بعد چند تا گروه رزمی کار اومدنو اجرای نمایش مبارزات تن به تن و مبارزه با سلاح سرد داشتن .
چند تا از مسؤلین مدعو هم اومدن یه صحبتایی کردن . بعد اجرای خواننده محبوب ، آقای عبدی اومد چند تا شعر با گویش مازندرانی خوند ، همین موقع ها بود که هوا بارونی شد . البته مدتش کوتاه بود .
بعد از اجرای آقای عبدی نوبت به اجرای نوروز بود . خیلی اجراش قشنگ بود .
بعد این اجرا های پیاپی نوبت به اصل قضیه رسید ، که اهدا جوایز بود .
2 تا کمک هزینه سفر به کربلا
2 تا کمک هزینه سفر به سوریه
2 تا کمک هزینه سفر به مشهد
6 تا سکه
6 تا دوچرخه
25 تا پتو
10 - 15 تا لباس ورزشی
10 تا بن خرید لباس ورزشی
10 - 12 تا هم قرار  شد شورا جایزه بده من نفهمیدم جایزشون چی بود
تو جوایز توپ والیبال و فوتبال هم دیدم نمیدنم تعدادشون چند تا بود

منم تو قرعه کشی لباس ورزشی برنده شدم .
روز خوبی بود...




نوع مطلب : روز نوشت، فرح آباد، 
برچسب ها : امروز، فرح آباد، پیاده، صبح، اذان، خونه، دویدن، همایش، فاصله، راه، سرعت، ثابت، خستگی، اذیت، نیسان، آدرس، ثانیه، کامیون، جفت، کنار، دست، تنها، برگه، قرعه کشی، پیاده روی، آهسته، بابا، مامان، دریا، دوست، تلاوت، کلام الله مجید، مقدمه، مجری، گروه رزمی، مبارزه، تن به تن، سلاح سرد، مسؤل، مدعو، خواننده، محبوب، عبدی، شعر، گویش، مازندرانی، هوا، بارون، کوتاه، نوروز، قشنگ، کمک هزینه، سفر، کربلا، سوریه، مشهد، سکه، دوچرخه، پتو، لباس ورزشی، بن، شورا، توپ، والیبال، فوتبال، روز، خوب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 20 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام..

امروز هوای ساری عجب هوایی شد!
جون میده بزنیم بیرون از خونه بریم جنگل و کوه و از این جاها.
تو این هوا اصلا کسل نمیشیم.
خیلی خوبه. کاشکی تا ساعات پایانی جمعه هم هوا اینطوری باشه.





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : هوا، آفتاب، ساری، جنگل، کسل، کوه، جمعه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی