تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر هزار
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دعای سلامتی آقا امام زمان ( دعای فرج )

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

نباشه با اینم فقط به عنوان یه شعر رفتار بشه و بعدش بگید به به یا اه اه ، قول بدین هر بار که چشتون به این شعر افتاد یه بار دعای سلامتی امام زمان ( که بیشتر به اسم دعای فرج میشناسنش ) رو بخونین !




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : اثر، اجابت، اسم، امام، امید، اه، بار، بال، بخوان، بسی، بطلب، بهشت، پاک، پر، پرده، پشت، چشتون، حجاب، خدا، دست، دعا، دل، رفتار، روز، روزگار، زمان، زهرا، سحر، سر، سفر، سلامتی، شب، شعر، شوق، صبح، عافیت، عشق، عنوان، غم، غیبت، فتنه، فرج، فقط، قول، کبوتر، ماه، مسافر، مهر، نزدیک، نظر، نیت، وصال، هزار، یلدای، یوسف،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
پنجشنبه 9 تیر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خمینی رحمة الله علیه

یــــك امشبــــى كه در آغوش مـــــاه تابانم
ز هر چه در دو جهان است، روى گردانم

بگیـــــر دامن خورشید را دمــــــى، اى صبح
كــــه مــه نهاده سر خویش را به دامانم

هــــزار ساغـــــر آب حیــــات خــــوردم از آن
لبـــــان و همچـــو سكندر هنوز عطشانم

خـــــداى را كـه چه سرّى نهفته اندر عشق
كــــه یــــار در بر من خفته، من پریشانم؟

نـــــدانــم از شب وصل است یا ز صبح فراق
كـــه همچــو مرغ سحرگاه، من غزلخوانم؟

هــــــزار سال، اگـــر بگذرد از این شب وصل
ز داستــــان لــــطیفش، هـــــــزار دستانم

مخوان حدیث شب وصل خویش را، "هندى"
كـــــه بیمنـــــاك ز چشــــمِ بــــدِ حسودانم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام، خمینی، روح الله، موسوی، شعر، امشب، آغوش، ماه، تابان، جهان، دامن، خورشید، صبح، مه، دامانم، هزار، ساغر، آب حیات، لب، سکندر، عطشان، خدا، عشق، یار، خفته، پریشان، شب وصل، صبح فراق، مرغ، سحرگاه، غزلخوان، سال، داستان، لطیف، هزار دستان، حدیث، هندی، بیمناک، چشم بد، حسود،
لینک های مرتبط : منبع شعر، منبع تصویر،

       نظرات
یکشنبه 16 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی