تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر مسافرت
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام

مشهد مقدس

میخواستم بگم امشب روونه میشم سمت مشهد .
یه هفته ای نیستم ( البته احتمالا ، شاید مثل دفعات قبل که میرفتم مسافرت ، یکی از جاهایی که سر میزدم کافی نت بود ) .

خدا حافظتون




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : امشب، مشهد، هفته، مسافرت، کافی نت، خدا، خدا حافظ،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام دوستای من

خوشحالم که دوباره تونستم بیام.
البته بابت تاخیر منو ببخشید.
اول سال تحصیلی و مشغله های مرتبط نزاشت سر بزنم.

جاتون خالی بود تبریز.
خیلی خوش گذشت.
سفر نامه رو هم تا چند روز دیگه آماده میکنم میزارم.


تا چند روز ..... 




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : بازگشت، برگشت، تبریز، سفر، مسافرت، مشغله، کار، سال، تحصیلی، تاخیر، نامه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 5 مهر 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام دوستای عزیزم!



من از فردا دارم میرم مسافرت ، مقصدم هم شهر تبریزه.
دلم براتون تنگ میشه








تا هفته ی بعد خدا نگهدار! 




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : مسافرت، سفر، تبریز، هفته،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 23 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

امروز رفیقم مصطفی داره میره مکه
یعنی نیم ساعات پیش خدا حافظی کردیم


.... به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا ....

خدا پشت و پناهش




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : مصطفی، مکه، حج، عمره، مسافرت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
اردو ی من و حدود 30 نفر از دوستام به روستای ولیلا

پنجشنبه 24 تیر بود که قرار بود صبح ساعت 6:30 همراه حدود 30 نفر از دوستام به ولیلا برم. ولی از شانس خوبم یا بدم جا نبود که باهاشون برم ، آخه برای ثبت نام دیر اقدام کرده بودم. آخه تا چند ساعت قبلش خیلی تمایل نداشتم برم و با تاکید دوستم علیرضا نظرم عوض شد.
خلاصه صبح که مسئول اردو ( موسی ) منو جواب کرد و گفت جا کم داریم و نمیتونی بیای. منم خدا حافظی کردم و گرفتم خوابیدم.آخه ساعت 6 بود که براش زنگ زدم .
چند ساعت بعد ، علیرضا بهم زنگ زد و گفت که با صادق ( یکی دیگه از مسئولین اردو ) هماهنگ کردم ، اون بعد از ظهر راه میفته ، همراش بیا. منم گفتم باشه و بازم گرفتم خوابیدم. ( این خواب های من به خاطر اینه که اصولا شبا بیدارم و صبحا میخوابم )
فکر کنم ساعت 11 بود که بیدار شدم و وسایلی که جمع نکرده بودم و جمع کردم. نشستم پشت کامپیوتر و چند تا از کارامو رسیدم و موقع نماز ، نمازمو خوندم و بعدش هم ناهار خوردم . یه اس به صادق دادم که یه ربع قبل از راه افتادن خبرم کنه و بعدش هم گرفتم خوابیدم .

ادامه مطلب


نوع مطلب : سفرنامه، 
برچسب ها : ولیلا، زیرآب، کانون، اردو، مسافرت،
لینک های مرتبط : دانلود آلبوم تصاویر ولیلا،

       نظرات
دوشنبه 28 تیر 1389
سینا عابدینی فرح آبادی