تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر قلم
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بازم بهار اومد...

خیلی پستا جاشون تو وبلاگم خالیه!
وقتی میشینی و یه نگاه بهش میندازی متوجه جاهای خالی میشی...


ادامه مطلب


نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : سال نو، بهار، عیدی، محسن چاوشی، قلم، ایراد، تقویم، سال، جای خلی، 4،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 اسفند 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
خیلی وقته که وضع فوتبال ایران برام کسل کننده شده ، واسه همین اصلا فوتبال نمیبینم.
چون اهل فوتبال نیستم وارد این گود نمیشم. ولی اونقدر ورزشکار هستم که بتونم این حرکتو که نمیدونم چی اسمشو بزارم محکوم کنم. میدونم میدون ورزش، اخلاق ورزشی میخواد ...

گذشته از اینا نمیدونم سکوتی که اطرافم وجود داره واسه چیه؟! از فرط تعجبه! ، تقیه ست! ، یا قلم ها تو رطوبت عرق شرم پوسیده...
از این بدتر ، حمایت از این حرکت توسط ورزش دوستای داخلیه (!) . تو تاکسی که نشسته بودم عکس العمل خیلی از رسانه ها و کشور ها و گروه ها رو از رادیو گوش دادم. تو وب هم حمایت ها رو دیدم.

حیف اون پولایی که خرجتون شد ، حیف اون افرادی که خرجتون شدن و حیف به اهالی حمید آباد ، فرح آباد و بقیه عزیزانی که با غرور اسمتو میبردن، شیث!

شیث رضایی

اسب این قوم مرفه به کجا می تازد؟        جز شکم پارگی ای دل به چه می پردازد؟


نمیدونم چجوری میخوای از خجالت این ملت ، جامعه ورزشی ، فوتبال و  خانوادت در بیای؟ یا اصلا میخوای در بیای یا نه!؟

خدایا، دعایی که خود به ما آموختی را با صدایی بلند میخوانم!

وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ

و در آن روز که مردم برانگیخته می‏شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! ( شعراء / 87 )




نوع مطلب : روز نوشت، فرح آباد، 
برچسب ها : 87، آقاسی، اخلاق، اسب، اصلا، اطرافم، افرادی، العمل، اهالی، اهل، ایران، بدتر، برانگیخته، بقیه، بلند، پوسیده، پولایی، تاکسی، تعجبه، تقیه، توسط، جامعه، حرکت، حمایت، حمید، حیف، خانوادت، خجالت، خدایا، خرجتون، داخلیه، دعایی، دل، دوستای، رادیو، رسانه، رسوا، رضا، رضایی، رطوبت، روز، سکوتی، شرم، شرمنده، شعراء، شعری، شکم، شیث، صدایی، عرق، عزیزانی، عکس، غرور، فرح، فرط، فوتبال، قلم، قوم، کسل، کشور، گروه، گود، گوش، محکوم، محمد، مرحوم، مردم، مرفه، ملت، نشسته، وارد، واسه، وب، وجود، ورزش، ورزشکار، ورزشی، وضع، فرح آباد، حمید آباد، ساری، شیث رضایی،
لینک های مرتبط : منبع اصل تصویر، کل شعر درج شده،

       نظرات
چهارشنبه 11 آبان 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
شهید محمد حسین فهمیده

رهبر ما آن طفل سیزده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‌تر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید. ( امام خمینی قدس سره )

روز جهانی ترس از ایمان جوانان مسلمان مبارک!





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : شهید، محمد حسین، فهمیده، رهبر، طفل، 13، قلب، کوچک، صدها، زبان، قلم، نارنجک، تانک، دشمن، شربت، شهادت، امام، خمینی، روز جهانی، ترس، ایمان، جوان، مسلمان،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، منبع پیام امام،

       نظرات
شنبه 8 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
محمدرضا آقاسی

می سزد کز نفس روح خدا یاد آرم

و ز ایثار تمام شهدا یاد آرم

ای جهان پرشده از نعره گلگون شما

برجها سربه فلک می کشد از خون شما

برجهایی که به سر مطبخ گردون دارند

وبه غارت شدگان قصد شبیخون دارند

چیست این تندر وحشت که به راه افتادست

شعله حرص گروهی به رفاه افتادست

ناله شب زدگان را چه کسی مسئول است؟

گزمه آیا به پرستاری شب مشغول است؟
شعری از محمدرضا آقاسی
اسب این قوم مرفه به کجا می تازد

جز شکم بارگی ای دل به چه می پردازد

زکجا آمده این قوم که غرب آیین است؟

این عروسی که به هر شب به دو صد کابین است

غرب در فلسفه ی سر به گریبانی ماست

توسعه توسعه ی بی سرو سامانی ماست

ذات آبادی این شهر خراب است ای دل

شهر در قبضه ی فرهنگ سراب است ای دل

ساز انصاف در این پرده ز کوک افتادست

که به پیشانی دین چین و چروک افتادست

پاس ناموس در این پرده تجمل دارد

نقش جوراب زنان هم گل و بلبل دارد

شیر مردان رها گشته علم بر گیرید

لوح محفوظ غریب است قلم بر گیرید




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، روح، خدا، شهید، شهدا، یاد، آرام، ایثار، جهان، برج، فلک، غارت، مطبخ، شبیخون، وحشت، شعله، حرص، شب، مسئول، مشغول، اسب، قوم، غرب، آیین، عروس، کابین، فلسفه، محمدرضا، آقاسی، توسعه، ذات، خراب، شهر، قبضه، فرهنگ، سراب، ساز، انصاف، کوک، دین، چین، چروک، ناموس، تجمل، گل، بلبل، شیر، مرد، علم، لوح، محفوظ، قلم،
لینک های مرتبط : منبع، منبع تصویر،

       نظرات
یکشنبه 21 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی