تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر علمدار
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


شاید کمی زودتر می بایست این مطلب را به عرض دوستان خوبم می رساندم اما ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است...

خوشبختانه بعد از مدتها و با وجود فعالیت شمار زیادی از هیئت ها در استان و محسوس بودن جای خالی یه نشریه هیئتی و البته مشترک،"علمدار"،نشریه بچه های هیئتی مازندران،این جای خالی رو پر کرد. برا خوندن ادامه مطلب به وبلاگ حسین آقا برین.





نوع مطلب : تارنما های مفید، 
برچسب ها : علمدار، نشریه، هیئت، مازندران،
لینک های مرتبط : علمدار،

       نظرات
دوشنبه 21 مرداد 1392
سینا عابدینی فرح آبادی
هر دم به گوش میرسد آوای زنگ قافله          این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

واقعه کربلا

ای اهل زمین عید گذشت و خبر از یار نیامد
بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین، سید و سالار نیامد
علمدار نیامد...

تصویر بالا واقعه کربلا در روز 10 محرم (عاشورا) سال 61 هجری را نشان میدهد؛ امان از دل زینب...




نوع مطلب : شهدا، دفتر ادبیات، 
برچسب ها : قافله، فاصله، کربلا، زنگ، زمین، عید، یار، زخم، فاطمه، ناله، حرم، میر، علمدار، سقا، حسین، سید، سالار، محرم، عاشورا، دل، زینب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 آبان 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خامنه ای

جانم فدای طلعت آن  پیر می فروش

آن باده ریز خانه مستان باده نوش

مُلک و مَلک به زیر عبایش پناه گیر

عالم به غمزه خم ابروش در خروش

بال شکسته دوجهان راست دست او

شه پر ، پناه گاه ، علمدار ، عیب پوش

هر آنکه در ره او نیست مبتلا

گوئید دم فرو برد و از سخن خموش

مستان عالمند ملازم به درگهش

چون صاعقه است هرسخنش تا کند سروش

رندان قدح بدست ، به درش ناز می کشند

آباد می کند دل ما را جمال و روش

یوسف به بند می کشد او با نگاه ناز

مجنون به یوق می برد او با شمیم و بوش

لیلی به غمزه نگهش می رود ز حال

عالم رود ز حد کمالات او زهوش

آقای آب و آینه و ماه و اطلسی

صاحب لسان و منقبت و فوق هر سروش

مانند نوح ، کشتی جان راست ناخدا

همچون خلیل ، آتش عالم کند خموش

آقای آفتاب و ولی قدح به دست

بر خستگان راه طریقت قدح بنوش

بر سنگ قبر من بنگارید این سخن

هذا قتیل خامنه ای ، پیر می فروش


شاعر : محمد علی رضاپور





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام خامنه ای، محمد علی رضاپور، آب، آباد، آتش، آفتاب، آینه، ابروش، اطلسی، امام، باده، بال، بند، پناه، پیر، جان، جمال، حال، خانه، خروش، خلیل، خم، خموش، دست، دل، دم، راه، رضاپور، رندان، رود، روش، زهوش، سخن، سروش، سنگ، شاعر، شکسته، شمیم، شه، صاحب، صاعقه، طریقت، طلعت، عالم، عبایش، علمدار، عیب، غمزه، فدای، فرو، فروش، فوق، قبر، قتیل، قدح، کشتی، کمالات، لسان، لیلی، ماه، مبتلا، مجنون، محمد، مستان، ملازم، منقبت، می، ناخدا، ناز، نگاه، نوح، نوش، ولی، هذا، یوسف، یوق،
لینک های مرتبط : وبلاگ شاعر، پست مربوط به شعر،

       نظرات
سه شنبه 22 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی