تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر دوست
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شهید سید محمد رضوی جمالی
شهید محمد رضوی جمالی
سید شهیدان ساری


چند بندی از سید خود را نصیحت کن

سید : با تکیه بر خداوند ، دنیا را مرکب خود کن و بر او سوار شو که جای ماندن نیست و مگذار که بر تو سوار شود، که سنگینی آن بالاخره تو را از پای در خواهد آورد .

سید : با خدا باش ، کاری کن که از هر دو عالم سود ببری ، نه این که ننگ هر دو عالم شوی .

سید : خدا را بخوان که او تو را میخواند ، پس در فکر سفر و جمع آوری توشه باش ، اما نه از مال دنیا که آن برای تو وسیله ای بیش نمی باشد ، بلکه با عبادت ، احسان ، سخاوتمندی ، جوانمردی ، دوستی با دوستان و عداوت با دشمنان خدا ، دوری از زشتی ها ، بی نیازی از مردم و محتاج خدا بودن و بهتر از همه صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که سبک ترین و ارزشمند ترین و خدا پسندانه ترین توشه هاست .

سید : در همه حال به فکر رفتن باش ، چون خود نیامدی که خود باز گردی .

سید : همانند زاهدان احمق ، اشتباه نکن و بدان عبادت تنها نماز خواندن نیست . بلکه جزیی از آن می باشد . همه حال برایت عبادت بود کار کردن ، دستگیری نمودن ، خوابیدن ، راه رفتن ، نشستن و برخاستن ، جنگیدن در راه خدا ، علی الخصوص فراگیری علم .

سید : هوشیار باش تا پشیمان نگردی ، چون به گذشته برگشتن امری محال است و لا اقل بیدار باش تا آینده ات ( اگر آینده ای برایت بود و خیالی خام نباشد ) تباه نگردد .

سید : دوستان آن عالم را باید از این عالم دنیا بر گزینی ، پس با دوستان خدا انس و الفت پیشه کن تا زمان دست گیری ، دستت را بگیرند .

شهید سید محمد رضوی جمالیقسمتی از وصیت نامه شهید :

عزیزان حزب الله : اجازه ندهید از میان مساجد و منابر صدای شوم برخیزد، ندای تفرقه كمرشكن است و قبل از هر چیز باید بانگ وحدت بر آورید و صدای جغدان را خامـوش كنید. لبـاس دشمن رنگارنگ است و زبـانش بس چـرب می باشـد و مثالشان به این می ماند كه :

به جنگ فتنه برخیزند و خود صد فتنه انگیزند.

هر روز سعی كنید 1400 یا 140 صلوات برای نیت چهـارده معصـوم  علیهم السلام بفـرستیـدكـه بـاعث مـی‌شـود ارتبـاط‌تـان را بـا امام زمان (عج) و خداوند متعال و سایر ائمه اطهار نزدیكتر كرده و از آلوده شدن بیشتر به گناهان از جمله غیبت جلوگیری كند . 

فان حزب الله هم الغالبون

خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی ، حتی کنار مهدی ، خمینی را نگه دار

برگرفته از کتاب سید شهیدان ساری
کاری از گروه فرهنگی مرصاد
نشر شوق




نوع مطلب : در کلام بزرگان، شهدا، 
برچسب ها : سید، شهیدان، ساری، شهید، محمد، رضوی، جمالی، بند، نصیحت، تکیه، خداوند، دنیا، مرکب، سوار، خدا، عالم، سود، ننگ، سفر، فکر، توشه، مال دنیا، وسیله، عبادت، احسان، سخاوتمندی، جوانمردی، دوستی، دوست، عداوت، دشمنان، زشتی، بی نیازی، مردم، محتاج، صلوات، پیامبر، اهل بیت، عصمت، طهارت، ارزشمند، زاهد، احمق، اشتباه، نماز، کار، دستگیری، خوابیدن، راه رفتن، نشستن، برخاستن، جنگیدن، راه خدا، علم، هوشیار، پشیمان، محال، بیدار، آینده، خیال، خام، تباه، انس، الفت، دست، وصیت نامه، عزیزان، حزب الله، اجازه، مساجد، منابر، صدا، شوم، ندا، فتنه، تفرقه، کمر شکن، بانگ، وحدت، جغد، خاموش، لباس، رنگارنگ، زبان، چرب، صد، روز، چهارده معصوم، ارتباط، امام زمان، متعال، ائمه اطهار، آلوده، غیبت، جلوگیری، هم الغالبون، خدایا، انقلاب، مهدی، خمینی، کتاب، گروه، فرهنگی، مرصاد، نشر، شوق،
لینک های مرتبط : منبع تصویر اول، منبع قسمتی از متن وصیت نامه و تصویر دوم،

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خمینی

یاد دوست

یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سر یار شدم
آرزوی خم گیسوی تو خم کرد قدم
باز انگشت نمای سر بازار شدم
طرفه روزی که شبش با تو به پایان بردم
از پی حسرت آن مونس خمار شدم
به که گویم که دل از دوری جانان چه کشید
طاقت از دست برون شد که چنین زار شدم
آن طرب را که ز بیماری چشمت دیدم
فارغ از کون و مکان گشتم و بیمار شدم


امام راحل




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، یاد، دوست، روز، عشق، گرفتار، سر، یار، آرزو، خم، گیسو، قد، انگشت نما، بازار، طرفه، شب، پایان، حسرت، مونس، خمار، دل، دوری، جانان، طاقت، زار، طرب، بیماری، چشم، فارغ، کون و مکان، مکان، بیمار، امام خمینی، امام راحل، روح الله، امام،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، تلاش بدون موفقیت،

       نظرات
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای


ابوالفضل زمانه ، خوب انتقام ابوالفضلو گرفتی .
دست تو هم قرار بود به دستشون مثل دست آقا ابولفضل قطع بشه ولی خوب دستشونو کوتاه کردی .
بیاین کمی قرآن بخونیم ، من خیلی سوره ی کوثرو دوست دارم .

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

دشمن با این همه ریز بینی هاش به این سوره دقت نکرد .
خدا گفت که ای پیامبر! نسل دشمنات قطع میشه و نسل تو باقی میمونه .
دشمن نمیدونه که این جوونایی که تو جنگ جلو چشم خانوادشون تو خاک خودشون اربا اربا شدن ، نسل علی اکبرن . نه هنوز هم درک نمیکنه که این نسل هر چه قدر هم شهید بده باز باقیه .
اومدن تو خونه ی مسلمونا دارن میکشنشون ، ولی خب دشمن هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ ست. نمیدونه این نسل غروبی نداره!

هر بار که شاهد عروج برادری هم نسل هستیم مصمم تر میشیم . الانم من و خیلی از دوستام دوست داریم که بلند داد بزنیم ....

نسل علی اکبریم          فداییان رهبریم




نوع مطلب : روز نوشت، در کلام بزرگان، 
برچسب ها : ابوالفضل، انتقام، دست، قرار، آقا، قطع، کوتاه، قرآن، سوره کوثر، دوست، دشمن، ریز بینی، دقت، خدا، پیامبر، نسل، باقی، جوون، جنگ، چشم، خانواده، خاک، اربا اربا، علی اکبر، شهید، خونه، مسلمون، غروب، شاهد، عروج، برادر، مصمم، داد، فدایی، رهبر، مقام معظم رهبری، مقام، معظم، حضرت، آیت الله، عظمی، امام خامنه ای، بسم الله الرحمن الرحیم، اعطیناک، فصل، رب، النحر، شانئک، ابتر، السفهاء، لا یعلمون،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
شنبه 27 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

میر نقی محمدی فرح آبادی

امشب اولین سالگرد شادروان میر نقی محمدی فرح آبادی ، بسیجی جانباز ، خادم الحسین و در آخر هم شوهر عمه منه !

سال پیش ، دقیقا نمیدونم بعد نماز شب بود یا نماز صبح به سوی دوست شتافت ! خیلی زیبا ، با لیوان آبی در کنارش ، رو به قبله دراز کشیده با دست و پایی منظم در کنار یار دیرین ، سجاده اش صحنه خدا حافظی را برای ما ساخته بود....




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : امشب، اولین، سالگرد، شادروان، میر نقی محمدی، فرح آبادی، سید، بسیجی، جانباز، خدام الحسین، شوهر عمه، سال، نماز شب، نماز صبح، نماز، دوست، زیبا، لیوان آب، قبله، دراز، دست، پا، منظم، کنار، یار، دیرین، سجاده، صحنه، خدا حافظی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 25 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام



دلم واسه همتون تنگ شده بود !
البته دیروز داشتم پست میدادم ولی به دلیل حملات اخیر هکر ها به سرور اختلالاتی تو سرور به صورت موقت به وجود اوردن که موفق نشدم پستمو ارسال کنم .
امسال برام سال مهمی بود . اتفاقای خیلی مهمی برام افتاد و خیلی از اتفاقا ی مهم هم تو راهه!
شکر خدا این اتفاقای مهم به بهترین حالت پیش رفتن ( البته به نظر من ) . امیدوارم که چنین حالتیو دوستام هم داشته باشن .

جدا از این حرفا ، محسن چاوشی چی خوند....




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : دل، تنگ، پست، حملات، هکر، سرور، موقت، موفق، ارسال، امسال، سال، اتفاق، مهم، شکر خدا، خدا، شکر، بهترین حالت، نظر، دوست، حرف، محسن چاوشی، چاوشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 فروردین 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 24 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام
میخوام از امروزم بگم .
امروز فرح آباد همایش پیاده روی بود ، منم از چند روز قبل نیت کرده بودم که پیاده برم تا فرح آباد .
خلاصه ... ، امروز صبح بعد اذان صبح زدم از خونه اومدم بیرون . حدود ساعت 5 بود . در خونه رو که بستم شروع کردم به دویدن . باید ساعت 8 صبح میرسیدم فرح آباد تا به همایش برسم .
فاصله زیاد نبود حدود 25 کیلومتر بیشتر تا فرح آباد راه نبود .
 یک ساعت و نیم اول با سرعت ثابت دویدم و  2 سوم راهو طی کردم ، بعد اون یواش یواش دیگه سرعتم کم شد و خستگی داشت اذیتم میکرد که یک سوم دیگه هم تو یه ساعت و نیم طی شد .
خلاصه ساعت 8 یعنی بعد 3 ساعت دویدن ، به موقع رسیدم فرح آباد .
تو کل راه هم 2 بار بیشتر وای نسادم و بقیه مدت داشتم میدوییدم که اون دو بار هم داشتم به دو تا نیسانی آدرس میدادم و سر هم 20 ثانیه بیشتر نشد .
یه کامیون هم برا اذیت کردنم اون قدر بهم جفت شده بود  ( منم از رو نمیرفتم و اصلا کنار نکشیدم ) که تهش خورد به دستم .
راستی تنها بودم .
رسیده بودم فرح آباد :
بعد این که برگه قرعه کشیو گرفتم شروع کردم پیاده روی آهسته با مامان بابام تا دریا که تو راه دوستام بهم ملحق شدن.
اول مراسم با تلاوت کلام الله مجید شروع شد و یه مقدمه کوتاه توسط مجری خونده شد ، بعد چند تا گروه رزمی کار اومدنو اجرای نمایش مبارزات تن به تن و مبارزه با سلاح سرد داشتن .
چند تا از مسؤلین مدعو هم اومدن یه صحبتایی کردن . بعد اجرای خواننده محبوب ، آقای عبدی اومد چند تا شعر با گویش مازندرانی خوند ، همین موقع ها بود که هوا بارونی شد . البته مدتش کوتاه بود .
بعد از اجرای آقای عبدی نوبت به اجرای نوروز بود . خیلی اجراش قشنگ بود .
بعد این اجرا های پیاپی نوبت به اصل قضیه رسید ، که اهدا جوایز بود .
2 تا کمک هزینه سفر به کربلا
2 تا کمک هزینه سفر به سوریه
2 تا کمک هزینه سفر به مشهد
6 تا سکه
6 تا دوچرخه
25 تا پتو
10 - 15 تا لباس ورزشی
10 تا بن خرید لباس ورزشی
10 - 12 تا هم قرار  شد شورا جایزه بده من نفهمیدم جایزشون چی بود
تو جوایز توپ والیبال و فوتبال هم دیدم نمیدنم تعدادشون چند تا بود

منم تو قرعه کشی لباس ورزشی برنده شدم .
روز خوبی بود...




نوع مطلب : روز نوشت، فرح آباد، 
برچسب ها : امروز، فرح آباد، پیاده، صبح، اذان، خونه، دویدن، همایش، فاصله، راه، سرعت، ثابت، خستگی، اذیت، نیسان، آدرس، ثانیه، کامیون، جفت، کنار، دست، تنها، برگه، قرعه کشی، پیاده روی، آهسته، بابا، مامان، دریا، دوست، تلاوت، کلام الله مجید، مقدمه، مجری، گروه رزمی، مبارزه، تن به تن، سلاح سرد، مسؤل، مدعو، خواننده، محبوب، عبدی، شعر، گویش، مازندرانی، هوا، بارون، کوتاه، نوروز، قشنگ، کمک هزینه، سفر، کربلا، سوریه، مشهد، سکه، دوچرخه، پتو، لباس ورزشی، بن، شورا، توپ، والیبال، فوتبال، روز، خوب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 20 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 18 بهمن 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
امام رضا

سلام دوستای با مرام که همیشه خبرمو میگیرید .


میخواستم بگم که امسال هم دارم میرم مشهد ، یعنی حدود 10 روز دیگه با دوستام ( مصطفی ، محمد ، علی ، امید و دانیال ) دارم میرم مشهد .
من دوست ندارم وقتی میرم زیارت ، یه لیست دستم بگیرمو دعا و درخواست و ... رو به امام بگم .
دوست دارم خلاصه بگم ولی مفید باشه . نه از روی اجبار و عادت و ....
امام رضا خیلی منو دوست داره . الان چند ساله که خودش بساط مشهد رفتنمو جور میکنه . امسال هم اصلا موقعیت مشهد رفتنو نداشتم ولی به صورت خیلی جالب کارم جور شد و دارم میرم .
به نظر شما وقتی رفتم پا بوسی امام راضا ، ازش چی بخوام و چیا بهش بگم ؟
فقط اون چیزایی که شخصیه رو خصوصی نظر بدین .
من تا قبل رفتن منتظر نظراتون هستم .

در ضمن ، من یاد همتون هستم ، مخصوصا اونایی که میگن چه دعایی کنم .




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : دوست، با مرام، امسال، مشهد، روز، مصطفی، محمد، علی، امید، دانیال، زیارت، لیست، دعا، درخواست، امام، امام رضا، جالب، پا بوسی، شخصی، خصوصی، نظر، یاد،
لینک های مرتبط : منبع تصویذ یادم نیست،

       نظرات
سه شنبه 28 دی 1389
سینا عابدینی فرح آبادی


( کل صفحات : 3 )    1   2   3