تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر خواب
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عجب هوایی شده... باد داره برگ های پاییزیه خاطراتمو ورق میزنه؛ سر و صداش اونقد زیاده که از خواب بیدارم میکنه!





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : باد، پاییز، خاطره، خواب، بیدار، هوا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 مهر 1392
سینا عابدینی فرح آبادی
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 دی 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
چترها در شرشر دلگیر باران می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود بالا

من تماشا می‌کنم غمگین و با حسرت خیابان را

یک نفر در جان من مست و غزل‌خوان می‌رود بالا

گشته‌ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست

ارتفاع دردها از پیچ شمیران می‌رود بالا

خواجه در رویای خود از پای بست خانه می‌گوید

ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می‌رود بالا

درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست

با بهای سکه در بازار تهران می‌رود بالا

گاه شب‌ها بعد کار سخت و ارزان خواب می‌بینم

پول خان با چکمه‌اش از دوش دهقان می‌رود بالا

جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم، وقتی

شک شبیه گربه از دیوار ایمان می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود پایین

یک نفر در جان من اما غزل خوان می‌رود بالا

شاعر : حسین جنتی
خوانده شده در جمع شاعران در محضر حضرت آیت الله خامنه ای




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، جوجه، ایمان، اعتقاد، گربه، بالا، نفر، جان، رهبر، خامنه ای، حضرت، شک، چتر، طول، خیابان، باران، تماشا، غمگین، حسرت، مست، غزل، خوان، میدان، شهر، درد، ارتفاع، پیچ، شمیران، خواجه، رویا، پا، بست، خانه، ترک، نقش، ایوان، ارزان، بها، سکه، بازار، تهران، شب، کار، سخت، خواب، پول، خان، چکمه، دوش، دهقان، پنهان، دیوار، آرام،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 16 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند


این شعر یکی از شعراییه که من خیلی خوشم اومده ازش. شاید خیلیا بی تفاوت ازش بگذرن، ولی خیلی جای تامل داره.
یک کم به کارامون فکر کنیم ، ببینیم جزء کدوم یکی از گروه ها هستیم؟
اونی که هم راه رو میدونه و هم میدونه که راه رو میدونه
اونی که راهو نمیدونه ، ولی میدونه که نمیدونه
اونی که راهو میدونه ، ولی نمیدونه که میدونه
اونی که نمیدونه چی به چیه ، و باز هم نمیدونه که از هیچی خبر نداره.

اولیش که خوشا به حالش
دومیش هم امیدی هست بهش آخه درک کرده که نمی فهمه و هر جوری هست دنبال سر چشمه میره.
سومیش هم که میشه گفت یه آدمیه که اعتماد به نفس نداره ، خودش همیشه خودشو ضعیف فرض میکنه ولی در حالی که توانایی داره.
و وای به حال چهارمی که نه میدونه و نه میفهمه که نمیدونه ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ )

یکی از بستگانم حرف قشنگی زد در مورد گروه چهارم ، گفت :
کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ، ولی کسی که خودشو به خواب میزنه رو نمیشه بیدار کرد. ( با یک کم فکر ربطشو به موضوع میفهمید)






نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : شعر، بداند، نداند، دانا، نادان، اسب، گنبد، جهل، مرکب، تامل، خواب، بیدار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی