تبلیغات
پور طاهان - مطالب ابر جان
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فاطمیه

خوشا دلی که به بند است و صاحبی دارد
کند حساب خود آنکس محاسبی دارد
ز فرط دل دلت این دل به روی دستت ماند
تو بشکنش که ببینی چه طالبی دارد
وصال حق سفر آسمان نمی خواهد
همین زمین خدا شهر یثربی دارد
زکید روبهیان ایمنی در آن وادی
که بیشه اش اسدالله غالبی دارد
به فکر سیر و سلوک از مسیر سلمان باش
که عبد فاطمه(س)گشتن مراتبی دارد
تو هم به درگه او چون فرشتگان و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری



ادامه شعر در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آسمان، اتفاق، اجل، احتراق، اختلاف، اذان، اذن، ارادتی، استقامت، اسدالله، اشک، ایمنی، بت، بشکسته، بلالی، بند، بهشت، بیت، تابوت، تربت، تسبیح، جامه، جان، چهل، حبل، خدا، خلاف، خلقت، خلیفه، خون، خیالی، دختر، دخیل، دفن، دل، ذوالفقار، رکوع، رموز، رواق، زخم، زهرا، زینبین، ژولیده، سپر، سجاده، سجود، سلمان، سلوک، سوره، سیاست، سینه، شهر، شیاطین، صحن، صدیقه، ضریح، طناب، عبد، عدو، عروسی، عصمت، علی، غدیر، غرور، غسل، فاطمه، فاطمیه، فضه، فلک، قبر، قلاف، قنفذ، کبود، کعبه، کفن، کنیز، کوثر، گدا، گنبد، گهواره، مادر، مریم، مسلمان، مسیح، مو، ناله، نبی، نزول، نمک، وحی، وصیت، ولایت، هیزم، غربت تربت، مهدی زراعتی،
لینک های مرتبط : منبع شعر، منبع تصویر،

       نظرات
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خامنه ای

هوا آشفته بود و شهر مجنون
زمین سر در گریبان، چشم پر خون
حماسه می‌خروشید از گلوشان
ز رگ‌ها خون غیرت سخت جوشان
كه عاشورا كسی رقصیده؟ او كیست؟
چه كس با شاه دین جنگیده؟ كوفیست؟!
از این غم شهر گویا پر ز شیر است
دی از گرمای این دل‌ها چو تیر است
همه عمارگون، آماده، هوشیار
تمام شهر بیدارند، بیدار
كسی حرمت شكن آشوب كرده
شغالی بیشه را مخروب كرده
الا ای فتنه گر، شیطان، حرامی!
میان بیشه‌ی شیران خرامی؟!
شما، ای جمله عالم گوش دارید
كلام آوازه‌ی بر گوش دارید
به ایران، رهبری فرزانه داریم
اشارت او كند جان می‌سپاریم
الا ای فتنه‌گر، ما مرد جنگیم
برای رجمت ای ابلیس، سنگیم
چو شمشیر آخته، در دست اوییم!
بمیرید از حسد، سر مست اوییم
ابابیلیم اگر بر فیل‌هایید
چو ریگی نرم آخر زیر پایید
9 دی سیل مردم باز جوشید
تمام سینه‌ها آخر خروشید
خس و خاشاك را از شهر راندند
سران فتنه زیر پای ماندند
ولی حرفیست بی پیرایه‌ای دوست
كه این حرف از زبان یار حق گوست
"بصیرت " یاب، بیدارست دشمن
ز حقد و كینه تبدار است دشمن
صف آراییست! اما در غبار است
میان فتنه ره دشوار و تار است
چراغ راه ما را جز ولیّ نیست
كسی رهبر به جز "سید علی " نیست



نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آخته، آخر، آراییست، آشفته، آشوب، آماده، ابابیلیم، ابلیس، اشارت، امام، ایران، باز، بصیرت، بمیرید، بیدار، بیشه، پای، پر، پیرایه‌ای، تار، تبدار، تمام، تیر، جان، جز، جمله، جنگیده، جوشان، جوشید، چراغ، چشم، چو، چه، حرامی، حرف، حرفیست، حرمت، حسد، حق، حقد، حماسه، خاشاك، خامنه، خرامی، خروشید، خس، خون، دست، دشمن، دشوار، دل‌ها، دوست، دی، دین، راه، رجمت، رقصیده، رگ‌ها، ره، رهبر، ریگی، زبان، زمین، سخت، سر، سران، سنگیم، سید، سیل، سینه‌ها، شاه، شغالی، شكن، شما، شمشیر، شهر، شیر، شیطان، صف، عاشورا، عالم، علی، عمارگون، غبار، غم، غیرت، فتنه، فتنه‌گر، فرزانه، فیل‌هایید، كسی، كلام، كوفیست، كیست، كینه، گرمای، گریبان، گلوشان، گوش، گویا، مجنون، مخروب، مرد، مردم، مست، می‌خروشید، می‌سپاریم، نرم، ولی، همه، هوا، هوشیار، یار، سید علی، امام خامنه ای، 9 دی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خامنه ای

جانم فدای طلعت آن  پیر می فروش

آن باده ریز خانه مستان باده نوش

مُلک و مَلک به زیر عبایش پناه گیر

عالم به غمزه خم ابروش در خروش

بال شکسته دوجهان راست دست او

شه پر ، پناه گاه ، علمدار ، عیب پوش

هر آنکه در ره او نیست مبتلا

گوئید دم فرو برد و از سخن خموش

مستان عالمند ملازم به درگهش

چون صاعقه است هرسخنش تا کند سروش

رندان قدح بدست ، به درش ناز می کشند

آباد می کند دل ما را جمال و روش

یوسف به بند می کشد او با نگاه ناز

مجنون به یوق می برد او با شمیم و بوش

لیلی به غمزه نگهش می رود ز حال

عالم رود ز حد کمالات او زهوش

آقای آب و آینه و ماه و اطلسی

صاحب لسان و منقبت و فوق هر سروش

مانند نوح ، کشتی جان راست ناخدا

همچون خلیل ، آتش عالم کند خموش

آقای آفتاب و ولی قدح به دست

بر خستگان راه طریقت قدح بنوش

بر سنگ قبر من بنگارید این سخن

هذا قتیل خامنه ای ، پیر می فروش


شاعر : محمد علی رضاپور





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام خامنه ای، محمد علی رضاپور، آب، آباد، آتش، آفتاب، آینه، ابروش، اطلسی، امام، باده، بال، بند، پناه، پیر، جان، جمال، حال، خانه، خروش، خلیل، خم، خموش، دست، دل، دم، راه، رضاپور، رندان، رود، روش، زهوش، سخن، سروش، سنگ، شاعر، شکسته، شمیم، شه، صاحب، صاعقه، طریقت، طلعت، عالم، عبایش، علمدار، عیب، غمزه، فدای، فرو، فروش، فوق، قبر، قتیل، قدح، کشتی، کمالات، لسان، لیلی، ماه، مبتلا، مجنون، محمد، مستان، ملازم، منقبت، می، ناخدا، ناز، نگاه، نوح، نوش، ولی، هذا، یوسف، یوق،
لینک های مرتبط : وبلاگ شاعر، پست مربوط به شعر،

       نظرات
سه شنبه 22 آذر 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
رمضان

آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید با ماست
آمد رمضان به خدمت دل
وان کش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست
روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست
چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست

مولانا 




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : آفرید، ابایزید، پاک، پدید، پلید، تن، جان، جمع، چند، حال، خدمت، دل، دهان، دیده، دین، رمضان، رنج، روزه، زبان، صلاح، عید، قفل، کردیم، کلید، گنج، گوید، ماست، مرید، منصور، مولانا، ناپدید، نور،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، منبع شعر،

       نظرات
جمعه 14 مرداد 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت ، سلام ما برسانی

قرار نبود چند روزی بیام ، ولی اومدم اینو بگم و برم تا چند روز بعد ( البته شاید ! ) .

دیروز عصر ، یعنی دوشنبه 23 خرداد 90 ؛ خبری از اتفاقی ناراحت کننده در خاندان عابدینی زمزمه میشد .
اون خبر چی بود ؟ سکته مادر بزرگ خانواده . مادری که هنوز سوگوار دامادش آسد میرنقی محمدی بود .
مادر بزرگ عزیز با این که تحت مراقبت های ویژه بود ولی سعی میکرد از همه حلالیت بطلبه . اونایی رو که دید مستقیم ازشون حلالیت خواست و اونایی که ندید جویای حالشون شد و ...
این سید مومن ، خیلی راحت از دنیا دل کند و طولی نکشید که غزل خدا حافظی رو جلو چشم بچه هاش خوند...
امروز ، حزنی جاری زیر تابوتی روان بود که گویی مادر از بالا فرزندان را نوازش میداد ، گریه هایی بی صدا و ...

مادر بزرگم !
در کودکیت داغ والدینت را چشیدی ، در جوانیت داغ همسر ، در این دوره داغ داماد عزیزت . و در تمامی این دوران داغ سرورت حسین....
ای داغدار ! اینک فرزندانت داغدار تواند. فرزندانی صالح تربیت کردی و خیر جاری در پرونده داری ، خوشا به حالت که دنیا با این همه زرق و برقش نتوانست کمی تو را از مقصدت دور کند .

توانایی نوشتن ندارم و دوست داشتم مفصل بنویسم ولی با همین چند خط این مصیبت وارده ، فوت حاجیه خانم سیده نسا نورانی را به صاحبین عزا تسلیت میگم .





نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها : آسد، اتفاقی، امروز، بالا، بچه، بزرگ، بطلبه، پرونده، تابوتی، تحت، تربیت، تسلیت، جاری، جوانیت، چشم، چشیدی، حاجیه، حافظی، حالت، حالشون، حزنی، حسین، حلالیت، خاندان، خانم، خانواده، خبر، خدا، خرداد، خط، خواست، خوشا، خیر، داغ، داغدار، داماد، دل، دنیا، دوران، دوره، دوست، دوشنبه، راحت، روان، روز، زرق، زمزمه، زیر، سرورت، سکته، سلامت، سوگوار، سید، سیده، صاحبین، صالح، صبا، صدا، طولی، عابدینی، عزا، عزیز، عصر، غزل، فرزندان، فرزندانت، فرزندانی، فوت، قرار، کودکیت، کوی، گریه، مادر، محمدی، مراقبت، مستقیم، مصیبت، مفصل، مقصدت، مومن، میرنقی، ناراحت، نسا، نوازش، نورانی، نوشتن، وارده، والدینت، ولی، ویژه، همسر، جان، کاه، ناگاه،
لینک های مرتبط : یک سالی بدون تو ...،

       نظرات
سه شنبه 24 خرداد 1390
سینا عابدینی فرح آبادی
نامه

بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و آزادگیست
عطر تو در نامه چها می کند
غارت جان و دل ما می کند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست




ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، عشق، عاشقانه، نامه، بوسه، سطر، عطر، جوانمرددی، آزادگی، غارت، جان، دل، غم، حال، مرغ، سبکبال، خانه، شاد، اشک، گریه، باران، یاران، باده، نقش، لب، کنعان، پریشانی، قاصد، دنیای عشق، الفبای عشق،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
جمعه 14 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
شقایق

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شقایق، گل، عاشق، شیدا، تب، آتش، سوخت، چهره، لب، صحرا، عطش، غنچه، خشکیده، خار، عشق، چشم، ریشه، خاک، خدا، سنگ، خارا، تاول، دوا، تشنه، حال، دل، نسیم، بیابان، جان، زانو، صبر، ماتم، سینه، قلب، جهان، زمین، آسمان، غم، فریاد، تاج، سر، دلبر، خنده، حدیث، نشان،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
چترها در شرشر دلگیر باران می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود بالا

من تماشا می‌کنم غمگین و با حسرت خیابان را

یک نفر در جان من مست و غزل‌خوان می‌رود بالا

گشته‌ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست

ارتفاع دردها از پیچ شمیران می‌رود بالا

خواجه در رویای خود از پای بست خانه می‌گوید

ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می‌رود بالا

درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست

با بهای سکه در بازار تهران می‌رود بالا

گاه شب‌ها بعد کار سخت و ارزان خواب می‌بینم

پول خان با چکمه‌اش از دوش دهقان می‌رود بالا

جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم، وقتی

شک شبیه گربه از دیوار ایمان می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود پایین

یک نفر در جان من اما غزل خوان می‌رود بالا

شاعر : حسین جنتی
خوانده شده در جمع شاعران در محضر حضرت آیت الله خامنه ای




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، جوجه، ایمان، اعتقاد، گربه، بالا، نفر، جان، رهبر، خامنه ای، حضرت، شک، چتر، طول، خیابان، باران، تماشا، غمگین، حسرت، مست، غزل، خوان، میدان، شهر، درد، ارتفاع، پیچ، شمیران، خواجه، رویا، پا، بست، خانه، ترک، نقش، ایوان، ارزان، بها، سکه، بازار، تهران، شب، کار، سخت، خواب، پول، خان، چکمه، دوش، دهقان، پنهان، دیوار، آرام،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 16 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
یاوجیها عند الله اشفع لنا عند الله

سلام

شهادت امام علی علیه السلام را به تمام مردم جهان تسلیت میگم.

بخشی از وصیت نامه امام علی به فرزندش امام حسن :

پسرم حسن تو و همه فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به او می رسد، به امور زیر سفارش می کنم:

هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا، متحد باشید و از هم جدا نشوید.

نزدیکان و خویشاوندان را از یاد نبرید. صله رحم کنید که صله رحم، حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

با همسایگان خوشرفتاری کنید. پیامبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود ارث قرار می دهد.

مبادا دیگران در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی گیرند.

توجه شایسته به نماز چرا که نماز ستون دین است.

رمضان که روزه آن ماه سپری است برای آتش جهنم.

جهاد در راه خدا از مال و جان خود در این راه کوتاهی نکنید و زکات مال آتش خشم الهی را خاموش می کند.

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید...




نوع مطلب : در کلام بزرگان، 
برچسب ها : امام، علی، حسن، وصیت، نامه، قرآن، دعا، زیارت، تقوا، معروف، امر، نهی، منکر، رمضان، جهاد، روزه، جان، مال، آتش، خدا، همسایه، ارث، صله رحم، ریسمان، زکات،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
چهارشنبه 10 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم میشکند

نیما یوشیج

پی نوشت : خودم بزرگترین مقصرم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : نیما، یوشیج، شعر، نازک، ساق، گل، جان، آب، دریغا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی