تبلیغات
پور طاهان - مطالب دفتر ادبیات
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
می شود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد

می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : ماه، رمضان، شعر، صیام، غم، مولا، شب، قدر، جهان، مژده، سال، ظهور، گل، زهرا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
با همه نقصی که در من بوده است
باز هم او دعوتم بنموده است

مهمانی شد شروع ای عاشقان
نور حق کرده طلوع ای عاشقان

باز مولا سفره داری میکند
دعوت از فرد فراری میکند




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : رمضان، ماه، دعوت، شعر، نقص، مهمانی، عاشق، حق، طلوع، مولا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند


این شعر یکی از شعراییه که من خیلی خوشم اومده ازش. شاید خیلیا بی تفاوت ازش بگذرن، ولی خیلی جای تامل داره.
یک کم به کارامون فکر کنیم ، ببینیم جزء کدوم یکی از گروه ها هستیم؟
اونی که هم راه رو میدونه و هم میدونه که راه رو میدونه
اونی که راهو نمیدونه ، ولی میدونه که نمیدونه
اونی که راهو میدونه ، ولی نمیدونه که میدونه
اونی که نمیدونه چی به چیه ، و باز هم نمیدونه که از هیچی خبر نداره.

اولیش که خوشا به حالش
دومیش هم امیدی هست بهش آخه درک کرده که نمی فهمه و هر جوری هست دنبال سر چشمه میره.
سومیش هم که میشه گفت یه آدمیه که اعتماد به نفس نداره ، خودش همیشه خودشو ضعیف فرض میکنه ولی در حالی که توانایی داره.
و وای به حال چهارمی که نه میدونه و نه میفهمه که نمیدونه ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ )

یکی از بستگانم حرف قشنگی زد در مورد گروه چهارم ، گفت :
کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ، ولی کسی که خودشو به خواب میزنه رو نمیشه بیدار کرد. ( با یک کم فکر ربطشو به موضوع میفهمید)






نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : شعر، بداند، نداند، دانا، نادان، اسب، گنبد، جهل، مرکب، تامل، خواب، بیدار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی


مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران

نگاهت گر به آن بالاست

و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد ،

دعایم کن که من ،

محتاج محتاجم.




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : دعا، محتاج، یاد، وقت، قلب، مثال،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم میشکند

نیما یوشیج

پی نوشت : خودم بزرگترین مقصرم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : نیما، یوشیج، شعر، نازک، ساق، گل، جان، آب، دریغا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
از شـــــــــنبه درون خود تلنبار شدیم
تا آخـــر پنج شـــنبه تـــکرار شدیم

خیر ســــــرمان منــتــــظــر دیـــداریم
جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : جمعه، دیدار، بیدار، لنگ، شنبه، پنج شنبه، تکرار، ظهر،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
جمعه 15 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
باران باش ببار مپرس پیاله های خالی ازآن کیست

وجدان راحت یک جشن دائمیست




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : وجدان، باران، راحت، جشن، پیاله، دائم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 14 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی

در آرزوی بوس و کنارت مردم

وز حسرت لعل آبدارت مردم

قصه نکنم دراز کوتاه کنم

بازآ بازآ کز انتظارت مردم

حافظ





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : حافظ، انتظار، لب، لعل، قصه، شعر،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
چهارشنبه 13 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
بی تو آنلاین شبی باز از آن روم گذشتم ...
همه تن چشم شدم دنبال آیدی تو گشتم ....
شوق دیدار تو لبریز شد از کیس وجودم ....
شدم آن یوزر دیوانه که بودم ....
وسط صفحه دسکتاپ ....
روم یاد تو درخشید ....
دینگ صد پنجره پیچید ...
شکلکی زرد بخندید ....
ادامه دارد



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، چت، روم، شکلک، یوزر، دیوانه، ایمیل، کیس، دسکتاپ، هنگ، هارد، هکر، پیغام، هک، شب،
لینک های مرتبط : من در تالار، مطلب در تالار،

       نظرات
یکشنبه 10 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : گدا، نمی شود، دعا، بخت، قرع، شعر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 8 مرداد 1389
سینا عابدینی فرح آبادی


( کل صفحات : 6 )    ...   2   3   4   5   6