تبلیغات
پور طاهان - مطالب دفتر ادبیات
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اللهم عجل لولیک الفرج

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد، نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش و بــت شـکن
خـدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی

برای مـا که خسـته ایم و دل شکسته ایم نه!
ولی بــرای عــده ای چه خوب شد نیامدی

تـمـام طــول هـفـته را در انـتـظار جــمــعـه ام
دوباره صـبح، ظـهر، نه! غروب شد، نیامدی

شعری از مهدی جهاندار- اصفهان





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام، امام زمان، امام مهدی، امم دوازدهم، امام قایب، جمعه، غروب، بغض، گلو، رسوب، خلیل، آتش، سخن، تیر، دوش، بت شکن، خدا، سنگ، چوب، خسته، دل شکسته، هفته، صبح، ظهر،
لینک های مرتبط : منبع تصویر، منبع شعر،

       نظرات
جمعه 28 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خمینی رحمة الله علیه

یــــك امشبــــى كه در آغوش مـــــاه تابانم
ز هر چه در دو جهان است، روى گردانم

بگیـــــر دامن خورشید را دمــــــى، اى صبح
كــــه مــه نهاده سر خویش را به دامانم

هــــزار ساغـــــر آب حیــــات خــــوردم از آن
لبـــــان و همچـــو سكندر هنوز عطشانم

خـــــداى را كـه چه سرّى نهفته اندر عشق
كــــه یــــار در بر من خفته، من پریشانم؟

نـــــدانــم از شب وصل است یا ز صبح فراق
كـــه همچــو مرغ سحرگاه، من غزلخوانم؟

هــــــزار سال، اگـــر بگذرد از این شب وصل
ز داستــــان لــــطیفش، هـــــــزار دستانم

مخوان حدیث شب وصل خویش را، "هندى"
كـــــه بیمنـــــاك ز چشــــمِ بــــدِ حسودانم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام، خمینی، روح الله، موسوی، شعر، امشب، آغوش، ماه، تابان، جهان، دامن، خورشید، صبح، مه، دامانم، هزار، ساغر، آب حیات، لب، سکندر، عطشان، خدا، عشق، یار، خفته، پریشان، شب وصل، صبح فراق، مرغ، سحرگاه، غزلخوان، سال، داستان، لطیف، هزار دستان، حدیث، هندی، بیمناک، چشم بد، حسود،
لینک های مرتبط : منبع شعر، منبع تصویر،

       نظرات
یکشنبه 16 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
نامه

بوسه زدم سطر به سطر تو را
تا که ببویم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگیست
عطر جوانمردی و آزادگیست
عطر تو در نامه چها می کند
غارت جان و دل ما می کند
از غم خود جان مرا کاستی
بار دگر حال مرا خواستی
بی تو چه گویم که مرا حال نیست
مرغ دلم بی تو سبکبال نیست




ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، عشق، عاشقانه، نامه، بوسه، سطر، عطر، جوانمرددی، آزادگی، غارت، جان، دل، غم، حال، مرغ، سبکبال، خانه، شاد، اشک، گریه، باران، یاران، باده، نقش، لب، کنعان، پریشانی، قاصد، دنیای عشق، الفبای عشق،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
جمعه 14 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
شقایق

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

ادامه مطلب


نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شقایق، گل، عاشق، شیدا، تب، آتش، سوخت، چهره، لب، صحرا، عطش، غنچه، خشکیده، خار، عشق، چشم، ریشه، خاک، خدا، سنگ، خارا، تاول، دوا، تشنه، حال، دل، نسیم، بیابان، جان، زانو، صبر، ماتم، سینه، قلب، جهان، زمین، آسمان، غم، فریاد، تاج، سر، دلبر، خنده، حدیث، نشان،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
پنجشنبه 13 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

امروز روز خوبی برای من نبود ؛ یا بهتره بگم من آدم خوبی برای امروز نبودم.

با یه شعر اومدم:



شب شمع یک طرف، رخ جانانه یک طرف

من یک طرف در آتش و پروانه یک طرف

افکنده بهر صید دل من ز زلف و خال

دام بلا ز یک طرف و دانه یک طرف

از عشق او به گریه و در خنده روز و شب

عاقل ز یک طرف و دیوانه یک طرف

برهم زدند مجمع دلهای عاشقان

باد صبا ز یک طرف و شانه یک طرف

ترک شراب کردم و ساقی به عشوه گفت

پیمان ز یک طرف، من و پیمانه یک طرف

ایمان و کفر زلف و رخش دل چو دید گفت

زد کعبه یک طرف ره و میخانه یک طرف

در حیرتم که دل ز چه رو می برند و دین

خوبان ز یک طرف ره میخانه یک طرف

شعری از رفعت سمنانی




نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : روز، خوب، من، آدم، شب، شمع، رخ، جانانه، یک طرف، آتش، پروانه، صید، دل، زلف، خال، دام، بلا، دانه، عشق، گریه، خنده، عاقل، دیوانه، مجمع، باد، صبا، شانه، شراب، ساقی، عشوه، پیمان، پیمانه، ایمان، کفر، کعبه، می خانه، دین، رفعت سمنانی،
لینک های مرتبط : منبع شعر،

       نظرات
یکشنبه 9 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
ریا کار

پیشانی از داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

شعری از فروغ فرخ زاد





نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : ریا، خدا، گناه، پیشانی، داغ، مهر، نماز، لب، فریب، خلق،
لینک های مرتبط : منبع عکس، منبع شعر،

       نظرات
پنجشنبه 6 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم

گر مانده ام خموش خدا داند و دلم





نوع مطلب : دفتر ادبیات، روز نوشت، 
برچسب ها : گمان، خیال، غافل، خموش، خدا، دل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 23 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
محمدرضا آقاسی

می سزد کز نفس روح خدا یاد آرم

و ز ایثار تمام شهدا یاد آرم

ای جهان پرشده از نعره گلگون شما

برجها سربه فلک می کشد از خون شما

برجهایی که به سر مطبخ گردون دارند

وبه غارت شدگان قصد شبیخون دارند

چیست این تندر وحشت که به راه افتادست

شعله حرص گروهی به رفاه افتادست

ناله شب زدگان را چه کسی مسئول است؟

گزمه آیا به پرستاری شب مشغول است؟
شعری از محمدرضا آقاسی
اسب این قوم مرفه به کجا می تازد

جز شکم بارگی ای دل به چه می پردازد

زکجا آمده این قوم که غرب آیین است؟

این عروسی که به هر شب به دو صد کابین است

غرب در فلسفه ی سر به گریبانی ماست

توسعه توسعه ی بی سرو سامانی ماست

ذات آبادی این شهر خراب است ای دل

شهر در قبضه ی فرهنگ سراب است ای دل

ساز انصاف در این پرده ز کوک افتادست

که به پیشانی دین چین و چروک افتادست

پاس ناموس در این پرده تجمل دارد

نقش جوراب زنان هم گل و بلبل دارد

شیر مردان رها گشته علم بر گیرید

لوح محفوظ غریب است قلم بر گیرید




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، روح، خدا، شهید، شهدا، یاد، آرام، ایثار، جهان، برج، فلک، غارت، مطبخ، شبیخون، وحشت، شعله، حرص، شب، مسئول، مشغول، اسب، قوم، غرب، آیین، عروس، کابین، فلسفه، محمدرضا، آقاسی، توسعه، ذات، خراب، شهر، قبضه، فرهنگ، سراب، ساز، انصاف، کوک، دین، چین، چروک، ناموس، تجمل، گل، بلبل، شیر، مرد، علم، لوح، محفوظ، قلم،
لینک های مرتبط : منبع، منبع تصویر،

       نظرات
یکشنبه 21 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
چترها در شرشر دلگیر باران می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود بالا

من تماشا می‌کنم غمگین و با حسرت خیابان را

یک نفر در جان من مست و غزل‌خوان می‌رود بالا

گشته‌ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست

ارتفاع دردها از پیچ شمیران می‌رود بالا

خواجه در رویای خود از پای بست خانه می‌گوید

ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می‌رود بالا

درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست

با بهای سکه در بازار تهران می‌رود بالا

گاه شب‌ها بعد کار سخت و ارزان خواب می‌بینم

پول خان با چکمه‌اش از دوش دهقان می‌رود بالا

جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم، وقتی

شک شبیه گربه از دیوار ایمان می‌رود بالا

فکر من آرام از طول خیابان می‌رود پایین

یک نفر در جان من اما غزل خوان می‌رود بالا

شاعر : حسین جنتی
خوانده شده در جمع شاعران در محضر حضرت آیت الله خامنه ای




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : شعر، جوجه، ایمان، اعتقاد، گربه، بالا، نفر، جان، رهبر، خامنه ای، حضرت، شک، چتر، طول، خیابان، باران، تماشا، غمگین، حسرت، مست، غزل، خوان، میدان، شهر، درد، ارتفاع، پیچ، شمیران، خواجه، رویا، پا، بست، خانه، ترک، نقش، ایوان، ارزان، بها، سکه، بازار، تهران، شب، کار، سخت، خواب، پول، خان، چکمه، دوش، دهقان، پنهان، دیوار، آرام،
لینک های مرتبط : منبع،

       نظرات
سه شنبه 16 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
امام خمینی

بیتی از دیوان امام :





لب من بر لب چون لعل تو ای مایه ناز


مگسی سوخته بنشسته به قند است امشب











امام خمینی




نوع مطلب : دفتر ادبیات، 
برچسب ها : امام، خمینی، لب، لعل، مایه، ناز، مگس، سوخته، قند، امشب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 16 شهریور 1389
سینا عابدینی فرح آبادی


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6