تبلیغات
پور طاهان - مطالب سفرنامه
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام
خیلی وقت پیش گفته بودم از سفرم به نجف،کربلا،کاظمین و سامرا یادگاری بذارم تو وبلاگ.اینم همون یادگاریه... البته شاید بعدا از این سفر یادگاریهای دیگه ای هم رو کردم...

کربلا




نوع مطلب : روز نوشت، سفرنامه، 
برچسب ها : عراق، نجف، کربلا، کاظمین، سامرا، یادگاری، تابستان، عظیم، من، مصطفی، محمد رضا، محمد علی، سید حسن، پرتغال،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 مهر 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
سلام

چند روز پیش بودیم لنگر، اونجا زیاد عکس نگرفتیم، ولی گفتم از این گردشمون هم یه عکس تو وبلاگم باشه عکس زیرو انتخاب کردم که من و محمدیم توش.

من ( پورطاهان ( سینا ) ) و محمد - لنگر - مهر 91




نوع مطلب : روز نوشت، سفرنامه، 
برچسب ها : لنگر، مهر، 91، محمد، خانواده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 28 مهر 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
داشتم عکسامو نگاه میکردم که از این عکس خیلی خوشم اومد، گفتم بذارمش تو وبلاگم تا مثل بقیه مطالب موندگار بشه...
چاچکام

این عکس مربوط به اردوی چاچکامه که تو اردیبهشت امسال ( 1391 ) با کانون رفتیم.
عکس قشنگ زیاد بود ولی به دلیل اینکه بعضیاش قراره جای دیگه استفاده بشه نمیتونم بذارمشون تو وب.



معرفی افراد در ادامه


نوع مطلب : روز نوشت، سفرنامه، 
برچسب ها : چاچکام، محمد حسین، محمد، امید، سینا، من، علیرضا، سید، حامد، عکس، وبلاگ، موندگار، اردو، اردیبهشت، کانون، وب،
لینک های مرتبط : کانون،

       نظرات
چهارشنبه 31 خرداد 1391
سینا عابدینی فرح آبادی
اردو ی من و حدود 30 نفر از دوستام به روستای ولیلا

پنجشنبه 24 تیر بود که قرار بود صبح ساعت 6:30 همراه حدود 30 نفر از دوستام به ولیلا برم. ولی از شانس خوبم یا بدم جا نبود که باهاشون برم ، آخه برای ثبت نام دیر اقدام کرده بودم. آخه تا چند ساعت قبلش خیلی تمایل نداشتم برم و با تاکید دوستم علیرضا نظرم عوض شد.
خلاصه صبح که مسئول اردو ( موسی ) منو جواب کرد و گفت جا کم داریم و نمیتونی بیای. منم خدا حافظی کردم و گرفتم خوابیدم.آخه ساعت 6 بود که براش زنگ زدم .
چند ساعت بعد ، علیرضا بهم زنگ زد و گفت که با صادق ( یکی دیگه از مسئولین اردو ) هماهنگ کردم ، اون بعد از ظهر راه میفته ، همراش بیا. منم گفتم باشه و بازم گرفتم خوابیدم. ( این خواب های من به خاطر اینه که اصولا شبا بیدارم و صبحا میخوابم )
فکر کنم ساعت 11 بود که بیدار شدم و وسایلی که جمع نکرده بودم و جمع کردم. نشستم پشت کامپیوتر و چند تا از کارامو رسیدم و موقع نماز ، نمازمو خوندم و بعدش هم ناهار خوردم . یه اس به صادق دادم که یه ربع قبل از راه افتادن خبرم کنه و بعدش هم گرفتم خوابیدم .

ادامه مطلب


نوع مطلب : سفرنامه، 
برچسب ها : ولیلا، زیرآب، کانون، اردو، مسافرت،
لینک های مرتبط : دانلود آلبوم تصاویر ولیلا،

       نظرات
دوشنبه 28 تیر 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
سفر من و چند تا از دوستام به دلا دشت

ساعت 7:30 صبح ، من و مصطفی  سر کوچمون همدیگه رو دیدیم و از ساری راه افتادیم، بعد از پر کردن شکم ماشین رفتیم سمت آمل. بعد از رسیدن به آمل ، رفتیم خونه ی رفیق مصطفی، مجتبی تو آمل و بقیه همسفر هامونو گرفتیم و راه افتادیم به سمت دلا دشت.

دلا دشت خیلی با شهر آمل فاصله داشت ، تو طی مسیر از 7 تا تونل عبور کردیم و تازه رسیدیم به جاده ای که ما رو از بین کوه ها میرسوند به دلا دشت ، راستش من و مصطفی که بار اولمون بود رفتیم اونجا ، یعنی با جاده آشنایی نداشتیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سفرنامه، 
برچسب ها : دلا دشت، سفر، آمل،
لینک های مرتبط : دیدن تصاویر در اینترنت،

       نظرات
یکشنبه 13 تیر 1389
سینا عابدینی فرح آبادی