تبلیغات
پور طاهان - امروزم ....
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام
میخوام از امروزم بگم .
امروز فرح آباد همایش پیاده روی بود ، منم از چند روز قبل نیت کرده بودم که پیاده برم تا فرح آباد .
خلاصه ... ، امروز صبح بعد اذان صبح زدم از خونه اومدم بیرون . حدود ساعت 5 بود . در خونه رو که بستم شروع کردم به دویدن . باید ساعت 8 صبح میرسیدم فرح آباد تا به همایش برسم .
فاصله زیاد نبود حدود 25 کیلومتر بیشتر تا فرح آباد راه نبود .
 یک ساعت و نیم اول با سرعت ثابت دویدم و  2 سوم راهو طی کردم ، بعد اون یواش یواش دیگه سرعتم کم شد و خستگی داشت اذیتم میکرد که یک سوم دیگه هم تو یه ساعت و نیم طی شد .
خلاصه ساعت 8 یعنی بعد 3 ساعت دویدن ، به موقع رسیدم فرح آباد .
تو کل راه هم 2 بار بیشتر وای نسادم و بقیه مدت داشتم میدوییدم که اون دو بار هم داشتم به دو تا نیسانی آدرس میدادم و سر هم 20 ثانیه بیشتر نشد .
یه کامیون هم برا اذیت کردنم اون قدر بهم جفت شده بود  ( منم از رو نمیرفتم و اصلا کنار نکشیدم ) که تهش خورد به دستم .
راستی تنها بودم .
رسیده بودم فرح آباد :
بعد این که برگه قرعه کشیو گرفتم شروع کردم پیاده روی آهسته با مامان بابام تا دریا که تو راه دوستام بهم ملحق شدن.
اول مراسم با تلاوت کلام الله مجید شروع شد و یه مقدمه کوتاه توسط مجری خونده شد ، بعد چند تا گروه رزمی کار اومدنو اجرای نمایش مبارزات تن به تن و مبارزه با سلاح سرد داشتن .
چند تا از مسؤلین مدعو هم اومدن یه صحبتایی کردن . بعد اجرای خواننده محبوب ، آقای عبدی اومد چند تا شعر با گویش مازندرانی خوند ، همین موقع ها بود که هوا بارونی شد . البته مدتش کوتاه بود .
بعد از اجرای آقای عبدی نوبت به اجرای نوروز بود . خیلی اجراش قشنگ بود .
بعد این اجرا های پیاپی نوبت به اصل قضیه رسید ، که اهدا جوایز بود .
2 تا کمک هزینه سفر به کربلا
2 تا کمک هزینه سفر به سوریه
2 تا کمک هزینه سفر به مشهد
6 تا سکه
6 تا دوچرخه
25 تا پتو
10 - 15 تا لباس ورزشی
10 تا بن خرید لباس ورزشی
10 - 12 تا هم قرار  شد شورا جایزه بده من نفهمیدم جایزشون چی بود
تو جوایز توپ والیبال و فوتبال هم دیدم نمیدنم تعدادشون چند تا بود

منم تو قرعه کشی لباس ورزشی برنده شدم .
روز خوبی بود...




نوع مطلب : روز نوشت، فرح آباد، 
برچسب ها : امروز، فرح آباد، پیاده، صبح، اذان، خونه، دویدن، همایش، فاصله، راه، سرعت، ثابت، خستگی، اذیت، نیسان، آدرس، ثانیه، کامیون، جفت، کنار، دست، تنها، برگه، قرعه کشی، پیاده روی، آهسته، بابا، مامان، دریا، دوست، تلاوت، کلام الله مجید، مقدمه، مجری، گروه رزمی، مبارزه، تن به تن، سلاح سرد، مسؤل، مدعو، خواننده، محبوب، عبدی، شعر، گویش، مازندرانی، هوا، بارون، کوتاه، نوروز، قشنگ، کمک هزینه، سفر، کربلا، سوریه، مشهد، سکه، دوچرخه، پتو، لباس ورزشی، بن، شورا، توپ، والیبال، فوتبال، روز، خوب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 20 اسفند 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:59 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I'm not certain whether or not this submit is written by way of him as nobody else realize such distinct about
my trouble. You are amazing! Thanks!
یکشنبه 29 اسفند 1389 12:51 ق.ظ
آره
سینا عابدینی فرح آبادیآها
شنبه 28 اسفند 1389 12:31 ق.ظ
آقا سینا آمارت هم زیاد درست نبود
هم دانشگاهی نیستیم
سینا عابدینی فرح آبادیمطمئنی؟!!!
جمعه 27 اسفند 1389 12:08 ب.ظ
تعارفم کجا بود!!!
می خوای معرفیت کنمو سابقه و رکورد شکنیتو براشون بگم زودی استخدامت کنن؟
سینا عابدینی فرح آبادیما آمارمون همه جا هست !
باور نمیکنی؟
از بغل دستیت بپرس ، اونی که نزدیکتره!
پنجشنبه 26 اسفند 1389 04:54 ب.ظ
فهمیدم ولی برای همین گفته بودم اسم خانوما بد در رفته ولی تو سریعترو اکتیو تری تو این مورد برا همین استثنا هم قبول می کننت
سینا عابدینی فرح آبادیمثل این که دیگه رفتی تو کار شکست نفسی
تعارف بذار کنار!
احتمالا دعام میکنی!!!!
پنجشنبه 26 اسفند 1389 04:32 ب.ظ
باشه من میرم تو پست بعدی
به زبون دراز تو هم دوست داشتی بیا
سینا عابدینی فرح آبادیخوش باشین!
پنجشنبه 26 اسفند 1389 02:23 ب.ظ
استخدام شین (اشتباه تایپیدم)
سینا عابدینی فرح آبادینسا نیوز همون طور که از اسمش مشخصه ، یه شبکه خبری هست که فقط ( تاکییدی ! ) زنان ( نسا ) توش کار میکنن و استعدادشو دارن .
یعنی سرعت انتشار خبر به وسیله ی این شبکه خبری از BBC و INN هم بیشتره!
پنجشنبه 26 اسفند 1389 02:19 ب.ظ
خوش به حالت
احتمالا اونجا استخدام شیم خوبه ها
سینا عابدینی فرح آبادیخوش به حالم؟!!! هه!
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:44 ب.ظ
میشه آدرسه مرکز آمار بانوانو بهم بگی؟!!!
بله البته من بعدا دیدم...
سینا عابدینی فرح آبادیمن که بعضی از اخبارو از شبکه جهانی فوق سریع نسا نیوز میشنوم
پنجشنبه 26 اسفند 1389 01:10 ب.ظ
من اعتراض دارم
جرات داری شماره منو پخش کن؟
سینا عابدینی فرح آبادیتو پست بعدی وبلاگ خوبه ؟
چهارشنبه 25 اسفند 1389 11:52 ب.ظ
1)باریکلا به داور مسابقه
2)از مرکز آمار زنان
3)اون قضیه که حل شد
ببخشید کسی نیست به ما شماره بده؟
سینا عابدینی فرح آبادیما چاکریم
تمام شماره ها رو خودم جمع میکنم
کسی اعتراض هم داره شمارشو پخش میکنم
مشکلیه؟!!
چهارشنبه 25 اسفند 1389 06:02 ب.ظ
معمولا اقایون شماره میدن...
تو آف برام بذار من بهت میگم...
سینا عابدینی فرح آبادیباشه
چهارشنبه 25 اسفند 1389 05:50 ب.ظ
وای نصفه جوابم موند!!
2. بگو از کجا این آمار اشتباهو شنیدی؟! زبون درازی ربطی به جنسیت نداره.
3. نترسیدم تو هی بهم های و یارو اینا گفتی من نخواستم بدتر شه
سینا عابدینی فرح آبادیباید حضوری داوری کنم.
چهارشنبه 25 اسفند 1389 05:48 ب.ظ
شوخی کردم...
زبون درازی بد نیست اگه با بی ادبی میکس شه بده...
من نمیتونم حرف بشنوم جواب ندم، ولی سعی می کنم احترام طرفو نگه دارم...
1. منم قبول نکردم فقط داورمون آماده بود
سینا عابدینی فرح آبادیشماره شما رو ندارم ، تو پیغام خصوصی برام شمارتو بذار .
چهارشنبه 25 اسفند 1389 04:44 ب.ظ
خانوم محترم
اولاً من مسابقه ای رو قبول نکردم
دوماً از لحاظ زبون درازی خانوما تو رده اول هستن
سوماً خیلی زود کشیدی کنار ، ترسیدی کشیدی کنار؟
سینا عابدینی فرح آبادیای بابا ...
این شکلی نمیشه
شماره تو رو که دارم
چهارشنبه 25 اسفند 1389 03:06 ب.ظ
به یه خانوم محترم نمیگن های...
بی خیال من دیگه حرف نمیزنم...
بازنده مشخصه من مسابقه نمیدم...
سینا عابدینی فرح آبادیهه!
آفرین!
چهارشنبه 25 اسفند 1389 09:16 ق.ظ
سلام
من دارم میرم دانشگاه
کی با من میاد؟
سینا عابدینی فرح آبادیسلام
گفتم باهات میام ولی نه حالا!
احتمالا اینم میوفته بعد عید!
چهارشنبه 25 اسفند 1389 12:04 ق.ظ
اه حالا خانوم چه کلاسی میذاره برای ما
های چی بین خودتون مسابقه میذارین؟
من زبوندراز نشدم آقا سینا این ته موندی زبون سحرنازه
سینا عابدینی فرح آبادیهه!
سه شنبه 24 اسفند 1389 07:33 ب.ظ
مشخصه...
سینا عابدینی فرح آبادیآره دیگه ...
سه شنبه 24 اسفند 1389 06:19 ب.ظ
پس حتما مصطفی علم غیب داره...
داور باید بی طرف باشه...
سینا عابدینی فرح آبادیمن بی طرفم
سه شنبه 24 اسفند 1389 05:41 ب.ظ
نه اون وقت فقط کتک و کتک کاریه
سینا عابدینی فرح آبادیهه!
من فقط میدونستم که شما کجا درس میخونی
نمیدونستم چه رشته ای هستی .
این دفعه با مصطفی میام دانشگاه ، شما دو تا واسه هم زبون در بیارین من داوری میکنم
سه شنبه 24 اسفند 1389 04:54 ب.ظ
سینا عابدینی فرح آبادیتو هم که زبونت در اومد
سه شنبه 24 اسفند 1389 04:26 ب.ظ
چه خشن

سینا عابدینی فرح آبادیشما همدیگه رو هم ببینین بازم واسه هم زبون در میارین؟
سه شنبه 24 اسفند 1389 03:49 ب.ظ
گفتم به خاطر سینا این بحثو ادامه نمیدم
به خاطر همین چیزی نمیگم
اینقدر زبون در نیار زبون دراز
سینا عابدینی فرح آبادیقبلا تو ایستگاه 98 به یه نتایجی رسیده بودیم.
حالا فقط سکوت میکنم
سه شنبه 24 اسفند 1389 03:24 ب.ظ
معمولا ورزن جدید بهتره، ماهام ورژن جدید ادم بدیم..
هرکی بخواد یه چیز خوب بوجود بیاره (خانوما) اشتباه اولیه (اقایون ) وجود داره...
اگه واسه اینا زن می خواین ماشین رختشویی و ماکروفر کم خرج تره، ولی شما خانومارو می خواین تا بیش تر از مامانا نازتونو بکشن
سینا عابدینی فرح آبادیسکوت میکنم ....
دوشنبه 23 اسفند 1389 06:02 ب.ظ
البته شاید راست بگی ما مردها درضمینه ازدواج با شما ها کمی دیوانگی به خرج میدیم اونم برای اینه که شما از کمبود محبت دق نکنید و برای ما لباس بشورید و غذا درست کنید
این بحثو به خاطر سینا ادامه نمیدم
اگه سینا بخواد ادامه میدم
اگه خودم حال داشتم
سینا عابدینی فرح آبادیباریکلا به تو
پاشو لباسمو بگیر بیار باید بری کلاس :دی
دوشنبه 23 اسفند 1389 05:26 ب.ظ
از شما هیچی ورنداشته دیونه هستین
سینا عابدینی فرح آبادیاین ترحم خدا بود که اول جنس مرد رو آفرید بعد جنس زن
وگرنه مادر همه انسانا دیوانه میشد
دوشنبه 23 اسفند 1389 03:26 ب.ظ
از شما خانما دو چیز رو بردارن دیوانه میشین
یکی آیینه هست
یکی دیگه بازار رفتن
سینا عابدینی فرح آبادیتکراری
دوشنبه 23 اسفند 1389 02:55 ب.ظ
از شما خانما دو چیز رو بردارن دیوانه میشین
یکی آیینه هست
یکی دیگه بازار رفتن
سینا عابدینی فرح آبادینه نه نه!
بحث دوباره داره به کل کل مرد و زن کشیده میشه
من چند ماه پیش تو یه سایت دیگه تمومش کردم
حالا تو وبلاگ خودم با همون طرف مقابل داره کلکل شروع میشه
دوشنبه 23 اسفند 1389 02:07 ب.ظ
بابای من نمیذاره کار کنمو پول خودمو خرج کنم وگرنه من دوست دارم پول جیب خودمو خرج کنم...
در ضمن من پول شارژمو بابام نمیده از پول تو جیبیمه...
از طرفی تا بوده خانومه از لحاظ مالی ساپورت میشن؛ قبل ازدواج باباو بعدشم شوهرشون...
سینا عابدینی فرح آبادیاون وقت پول تو جیبیتو از کی میگیری؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30