تبلیغات
پور طاهان - قندون نقره ای !
 
پور طاهان
وبلاگ شخصی سینا عابدینی فرح آبادی
درباره وبلاگ


من سینا عابدینی فرح آبادی، متولد سال 1371، دانشجوی مهندسی نرم افزار هستم و پور طاهان با معنی پسر فرح آبادی اسم مستعاریه که برای خودم انتخاب کردم. علاقه، و عمده ی فعالیت من برنامه نویسیه ( طراحی و تولید نرم افزار و سایت ).
برای ارتباط بیشتر با من میتونید از صفحه ارتباط با من استفاده کنید.

آی دی من در شبکه های اجتماعی:
Line: purtahan
Telegram: purtahan
Instagram: purtahan
KIK: purtahan

مدیر وبلاگ : سینا عابدینی فرح آبادی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا تا به حال صادقانه از خدا هدایت به راه راست را خواسته ای؟ آیا راه راست را می شناسی؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قندون نقره ای

خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با یك هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میكند. كاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
او به رابطه میان آن دو مظنون شده بود و این موضوع باعث كنجكاوی بیشتر او می شد.


مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من میدانم كه شما چه فكری می كنید ، اما من به شما اطمینان می دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم‎ . "
حدود یك هفته بعد‎ ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت : " از وقتی كه مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فكر نمی كنی كه او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شك دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد‎."
او در ایمیل خود نوشت‎ : مادر عزیزم، من نمی گم كه شما قندان را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم كه شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است كه قندان از وقتی كه شما به تهران برگشتید گم شده‎ .  با عشق، مسعود "
روز بعد ، مسعود یك ایمیل با این مضمون از مادرش دریافت نمود‎ : پسر عزیزم، من نمی گم تو با Vikki رابطه داری ! ، و در ضمن نمی گم كه تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعیت این است كه اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا كرده بود‎. با عشق ، مامان 



نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : قندون، نقره، خانوم، حمیدی، مسعود، پسر، دختر، vikki، لندن، هم اتاقی، خوشگل، رابطه، مظنون، کنجکاوی، هفته، قندان، شک، اطمینان، ایمیل، عزیز، خانه، صورت، تهران، عشق، تخت خواب، آقا،
لینک های مرتبط : منبع تصویر،

       نظرات
شنبه 15 آبان 1389
سینا عابدینی فرح آبادی
شنبه 18 شهریور 1396 11:09 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this post!
It is the little changes that will make the most important changes.
Thanks for sharing!
شنبه 15 آبان 1389 11:31 ب.ظ
سلام دادا
اول بگم که داستانش قدیمی بود، ولی باحال بود
دوم بگم که این تو این عکسی که گذاشتی فکر نکنم قندونش نقره ای باشه
فعلا بای
سینا عابدینی فرح آبادیسلام
آره قدیمیه
تو چند تا پست قبلیم گفتم که یکی از وبلاگ های قدیمیمو پیدا کردم وقصد دام بعضی از مطالبشو منتقل کنم به این وبلاگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر